پارس مطلب

  • http://i.jootix.ir/img/2013/03/HD-PIC-Jootix.ir-74.jpg
  • http://www.donyayekhodro.com/wp-content/plugins/FAppendImage/images/085966BB-EE4D-A10E-C72A-A18796BB561D.jpg
  • http://dl.topnaz.com/2012/08/53424.imgcache2.jpg
  • http://www.ramsarsms.com/wp-content/uploads/2013/02/ms71111.jpg
  • http://www.yaspatogh.com/images/articles/y1/mashin-haye-jadid-10.jpg
  • http://car.hora.ir/News/40-Fastest-Car/1.jpg
  • http://www.kamyab.ir/wp-content/uploads/Gallery/Car-Cycle/Car/92-01-10/06-World-Top-Luxury-Cars%5BWwW.KamYab.IR%5D.jpg
  • http://dl.shangol.ir/wp-content/uploads/2012/07/Bugatti-Veyron-Grand-Sport-LOr-Blanc-live-in-Frankfurt.jpg
  • برترین خودروهای لوکس در دنیا
  • برترین خودروهای لوکس در دنیا
  • برترین خودروهای لوکس در دنیا
  • برترین خودروهای لوکس در دنیا
  • برترین خودروهای لوکس در دنیا
  • برترین خودروهای لوکس در دنیا
  • برترین خودروهای لوکس در دنیا
  • برترین خودروهای لوکس در دنیا

ارث

نامه الکترونیک چاپ PDF

احكام ارث مسأله 3226: كسانى كه به جهت خويشى ارث مى برند سه دسته اند: دسته اوّل: پدر، مادر و فرزندان ميت مى باشند. و با نبودن اولاد، فرزندان اولاد هرچه پايين روند، هر كدام كه به ميّت نزديكتر است ارث مى برد و تا يك نفر از اين دسته هست، دسته دوم ارث نمى برد. دسته دوم: جدّ يعنى پدر بزرگ، جدّه يعنى مادر بزرگ، خواهر و برادر مى باشند و با نبودن برادر و خواهر، اولاد ايشان، هر كدام كه به ميّت نزديكتر است ارث مى برد و تا يك نفر از اين دسته هست، دسته سوم ارث نمى برند. دسته سوم: عمو، عمّه، دايى، خاله و فرزندان آنان مى باشند و تا يك نفر از عموها، عمّه ها، دايها و خاله هاى ميّت زنده اند، اولاد آنان ارث نمى برند، ولى اگر ميّت، عموى پدرى و پسر عموى پدر و مادرى داشته باشد، ارث به پسر عموى پدر و مادرى مى رسد و عموى پدرى ارث نمى برد. مسأله 3227: اگر عمو، عمه، دايى، خاله خود ميّت، اولاد آنان و فرزندان اولاد آنان نباشند، عمو، عمّه، دايى و خاله پدر و مادر ميّت ارث مى برند. و اگر اينها نباشند، اولادشان ارث مى برند و اگر اينها نيز نباشند، عمو، عمّه، دايى و خاله جدّ و جدّه ميّت ارث مى برند و اگر اينها نباشند، اولادشان ارث مى برند. مسأله 3228: زن و شوهر به تفصيلى كه گفته مى شود، از يكديگر ارث مى برند. ارث دسته اوّل مسأله 3229: اگر وارث ميّت فقط يك نفر از دسته اوّل باشد، مثلا پدر، يا مادر، يا يك پسر و يا يك دختر باشد، همه مال ميّت به او مى رسد و اگر فقط چند پسر يا چند دختر باشد، مال را سه قسمت مى كنند، دو قسمت به پسر و يك قسمت به دختر مى رسد. و اگر چند پسر و چند دختر باشند، مال را بطورى قسمت مى كنند كه به هر پسرى دو برابر دختر برسد. مسأله 3230: اگر وارث ميّت، فقط پدر و مادر او باشد، مال سه قسمت مى شود، دو قسمت به پدر و يك قسمت به مادر مى رسد، ولى اگر ميّت دو برادر، يا چهار خواهر و يا يك برادر و دو خواهر داشته باشد كه همه آنان از يك پدر باشند، خواه مادرشان نيز با مادر ميّت يكى باشد يا نه، اگرچه، تا ميّت پدر و مادر دارد اينها ارث نمى برند، امّا بر اثر بودن اينها، مادر يك ششم مال را مى برد و بقيّه را به پدر مى دهند. مسأله 3231: اگر وارث ميّت، فقط پدر و مادر و يك دختر باشد، چنانچه ميّت دو برادر، يا چهار خواهر يا يك برادر و دو خواهر پدرى نداشته باشد، مال را پنج قسمت مى كنند، به پدر و مادر، هر كدام يك قسمت و به دختر سه قسمت مى رسد. و اگر دو برادر، يا چهار خواهر و يا يك برادر و دو خواهر پدرى داشته باشد، مال را شش قسمت مى كنند، به پدر و مادر هر كدام يك قسمت و به دختر سه قسمت مى رسد. و يك قسمت باقيمانده را چهار قسمت مى كنند يك قسمت را به پدر و سه قسمت را به دختر مى دهند، مثلا اگر مال ميّت را 24 قسمت كنند، پانزده قسمت آن را به دختر و پنج قسمت آن را به پدر و چهار قسمت آن را به مادر مى دهند. مسأله 3232: اگر وارث ميّت، فقط پدر و مادر و يك پسر باشد، مال را شش قسمت مى كنند، به پدر و مادر هر كدام يك قسمت و به پسر چهار قسمت مى رسد. و اگر چند پسر يا چند دختر باشند، آن چهار قسمت را به طور مساوى بين خودشان قسمت مى كنند و اگر پسر و دختر باشند، آن چهار قسمت را طورى تقسيم مى كنند كه به هر پسر دو برابر دختر برسد. مسأله 3233: اگر وارث ميّت، فقط پدر و يك پسر، يا مادر و يك پسر باشد، مال را شش قسمت مى كنند، يك قسمت آن را به پدر و يا مادر و پنج قسمت را به پسر مى دهند. مسأله 3234: اگر وارث، پدر يا مادر و پسر و دختر باشد، مال را شش قسمت مى كنند، يك قسمت آن را پدر يا مادر مى برد و بقيّه را طورى قسمت مى كنند كه به هر پسرى دو برابر دختر برسد. مسأله 3235: اگر وارث ميّت، فقط پدر و يك دختر، يا مادر و يك دختر باشد، مال را چهار قسمت مى كنند، يك قسمت آن را به پدر يا مادر و بقيّه را به دختر مى دهند. مسأله 3236: اگر وارث ميّت، فقط پدر و چند دختر يا مادر و چند دختر باشد، مال را پنج قسمت مى كنند، يك قسمت به پدر يا مادر مى رسد و چهار قسمت به طور مساوى بين دخترها تقسيم مى شود. مسأله 3237: اگر ميّت اولاد نداشته باشد، نوه پسرى او، اگرچه دختر باشد، سهم پسر ميّت را مى برد و نوه دخترى او اگرچه پسر باشد، سهم دختر ميّت را مى برد، مثلا اگر ميّت يك پسر از دختر خود و يك دختر از پسرش داشته باشد، مال را سه قسمت مى كنند، يك قسمت را به پسرِ دختر و دو قسمت را به دخترِ پسر مى دهند. ارث دسته دوم مسأله 3238: دسته دوم از كسانى كه به جهت خويشى ارث مى برند، جدّ يعنى پدر بزرگ، جدّه يعنى مادر بزرگ، برادر و خواهر ميّت مى باشند. و اگر برادر و خواهر نداشته باشد، اولادشان ارث مى برند. مسأله 3239: اگر وارث ميّت، فقط يك برادر يا يك خواهر باشد، همه مال به او مى رسد اگر فقط چند برادر پدر و مادرى، يا فقط چند خواهر پدر و مادرى باشند، مال به طورى مساوى بين آنان قسمت مى شود. و اگر برادر و خواهر پدر و مادرى با هم باشند، به هر برادر دو برابر خواهر مى رسد، مثلا اگر دو برادر و يك خواهر پدر و مادرى دارد، مال را پنج قسمت مى كنند، به هريك از برادرها دو قسمت و به خواهر يك قسمت مى رسد. مسأله 3240: اگر ميّت برادر و خواهر پدر و مادرى دارد، برادر و خواهر پدرى كه از مادر با ميّت جداست ارث نمى برد و اگر برادر و خواهر پدر و مادرى ندارد، چنانچه فقط يك خواهر يا يك برادر پدرى داشته باشد، همه مال به او مى رسد و اگر فقط چند برادر يا فقط چند خواهر پدرى داشته باشد، مال به طور مساوى بين آنان قسمت مى شود و اگر هم برادر و هم خواهر پدرى داشته باشد، به هر برادر دو برابر خواهر مى رسد. مسأله 3241: اگر وارث ميّت، فقط يك خواهر يا يك برادر مادرى باشد كه از پدر با ميّت جداست، همه مال به او مى رسد و اگر چند برادر مادرى يا چند خواهر مادرى يا چند برادر و خواهر مادرى باشند، مال به طور مساوى بين آنان تقسيم مى شود. مسأله 3242: اگر ميّت، برادر و خواهر پدر و مادرى و برادر و خواهر پدرى و يك برادر يا يك خواهر مادرى داشته باشد، برادر و خواهر پدرى ارث نمى برند و مال را شش قسمت مى كنند، يك قسمت به برادر يا خواهر مادرى و بقيّه را به برادر و خواهر پدر و مادرى مى دهند و به هر برادر دو برابر خواهر مى رسد. مسأله 3243: اگر ميّت، برادر و خواهر پدر و مادرى و برادر و خواهر پدرى و برادر و خواهر مادرى داشته باشد، برادر و خواهر پدرى ارث نمى برند. و مال را سه قسمت مى كنند، يك قسمت آن را به برادر و خواهر مادرى مى دهند تا مساوى بين خود تقسيم كنند و بقيّه را به برادر و خواهر پدر و مادرى مى دهند و به هر برادر دو برابر خواهر مى رسد. مسأله 3244: اگر وارث ميّت، فقط برادر و خواهر پدرى و يك برادر مادرى يا يك خواهر مادرى باشد، مال را شش قسمت مى كنند، يك قسمت به برادر يا خواهر مادرى مى رسد و بقيّه را به برادر و خواهر پدرى مى دهند و به هر برادر دو برابر خواهر مى رسد. مسأله 3245: اگر وارث ميّت، فقط برادر و خواهر پدرى و چند برادر و خواهر مادرى باشد. مال را سه قسمت مى كنند، يك قسمت بين برادر و خواهر، به طور مساوى تقسيم مى شود و بقيّه به برادر و خواهر پدرى، به هر برادر دو برابر خواهر مى رسد. مسأله 3246: اگر وارث ميّت، فقط برادر، خواهر و زن او باشد، ارث زن به تفصيلى است كه گفته مى شود وارث خواهر و برادر، همان طورى است كه در مسائل گذشته گفته شد. و نيز اگر زنى بميرد و وارث او فقط خواهر، برادر و شوهر او باشد، به شوهر نصف مال مى رسد و ارث خواهر و برادر، به طورى كه در مسائل پيش گفته شد مى باشد. و چون زن يا شوهر، ارث مى برد از سهم برادر و خواهر مادرى، چيزى كم نمى شود ولى از سهم برادر و خواهر پدر و مادرى يا پدرى كم مى شود، مثلا اگر وارث ميّت شوهر، برادر و خواهر مادرى و برادر و خواهر پدر و مادرى او باشد، نصف مال به شوهر مى رسد و يك قسمت از سه قسمت اصل مال را به برادر و خواهر مادرى مى دهند و آنچه باقى مى ماند مال برادر و خواهر پدر و مادرى است، پس اگر همه مال او شش تومان باشد، سه تومان به شوهر، دو تومان به برادر و خواهر مادرى و يك تومان به برادر و خواهر پدر و مادرى مى رسد. مسأله 3247: اگر ميّت، خواهر و برادر نداشته باشد، سهم ارث آنان را به اولادشان مى دهند و سهم برادرزاده و خواهرزاده مادرى به طور مساوى بين آنان تقسيم مى شود و سهمى كه به برادرزاده و خواهرزاده پدرى يا پدر و مادرى مى رسد، به هر پسر دو برابر دختر مى رسد. مسأله 3248: اگر وارث ميّت، فقط يك جدّ يا يك جدّه است، چه پدرى باشد يا مادرى، همه مال به او مى رسد و با بودن جدّ ميّت، پدر جدّ او ارث نمى برد. مسأله 3249: اگر وارث ميّت، فقط جدّ و جدّه پدرى باشد، مال سه قسمت مى شود، دو قسمت به جدّ و يك قسمت به جدّه مى رسد و اگر جدّ و جدّه مادرى باشد، مال به طور مساوى بين آنها تقسيم مى شود. مسأله 3250: اگر وارث ميّت، فقط يك جدّ يا جدّه پدرى و يك جدّ يا جدّه مادرى باشد، مال سه قسمت مى شود، دو قسمت به جدّ يا جدّه پدرى و يك قسمت به جدّ يا جدّه مادرى مى رسد. مسأله 3251: اگر وارث ميّت، جدّه پدرى و جدّه و جدّه مادرى باشد، مال سه قسمت مى شود، يك قسمت بين جدّ و جدّه مادرى، به طور مساوى تقسيم مى شود و دو قسمت آن را به جدّ وجدّه پدرى مى دهند و به جدّ دو برابر جدّه مى رسد. مسأله 3252: اگر وارث ميّت، فقط زن، جدّ و جده پدرى و جدّ و جده مادرى او باشد، ارث زن به تفصيلى است كه گفته مى شود و يك قسمت از سه قسمت اصل مال، به طور مساوى بين جد و جده مادرى تقسيم مى گردد و بقيّه را به جد و جده پدرى، مى دهند و به جدّ دو برابر جده مى رسد. و اگر وارث ميّت، شوهر جدّ و جده باشد، به شوهر نصف مال مى رسد و ارث جدّ و جدّه، به دستورى است كه در مسائل گذشته گفته شد. ارث دسته سوم مسأله 3253: دسته سوم: عمو، عمّه، دايى، خاله و اولاد آنان هستند و به تفصيلى كه گفته شد اگر از طبقه اوّل و دوم كسى نباشد، اينها ارث مى برند. مسأله 3254: اگر وارث ميّت، فقط يك عمو يا يك عمّه است، چه با ميّت از يك پدر و مادر باشد و چه پدرى يا مادرى باشد، همه مال به او مى رسد. و اگر چند عمو يا چند عمّه، باشند و همه از يك پدر و مادر، يا همه از يك پدر باشند، مال به طور مساوى بين آنان قسمت مى شود و اگر عمو و عمّه هر دو باشند و همه از يك پدر و مادر، يا همه از يك پدر باشند، عمو دو برابر عمه مى برد، مثلا اگر وارث ميّت دو عمو و يك عمّه باشد مال را پنج قسمت مى كنند، يك قسمت را به عمّه مى دهند و چهار قسمت، به طور مساوى بين آنان تقسيم مى شود. مسأله 3255: اگر وارث ميّت، فقط چند عموى مادرى، يا چند عمّه مادرى و يا عمو و عمّه مادرى باشد، مال به طور مساوى بين آنان تقسيم مى شود. مسأله 3256: اگر وارث ميّت، عمو و عمّه باشد و بعضى از پدر و بعضى از مادر و بعضى از پدر و مادر باشند، عمو و عمّه پدرى ارث نمى برند، پس اگر ميّت يك عمو يا يك عمّه مادرى دارد، مال را شش قسمت مى كنند، يك قسمت را به عمو يا عمّه مادرى و بقيّه را به عمو و عمّه پدر و مادرى، مى دهند و عموى پدر و مادرى، دو برابر عمّه پدر و مادرى مى برد. و اگر همه عمو و هم عمّه مادرى دارد، مال را سه قسمت مى كنند، دو قسمت را به عمو و عمّه پدر و مادرى، مى دهند و به عمو دو برابر عمّه مى رسد و يك قسمت را به طور مساوى بين عمو و عمّه مادرى تقسيم مى كنند. و بنابر احتياط در تقسيم با يكديگر مصالحه كنند. مسأله 3257: اگر وارث ميّت، فقط يك دايى يا يك خاله باشد، همه مال به او مى رسد و اگر هم دايى و هم خاله باشد و آنها پدر و مادرى، يا پدرى و يا مادرى باشند، مال به طور مساوى بين آنان تقسيم مى شود. و بنابر احتياط در تقسيم با يكديگر مصالحه كنند. مسأله 3258: اگر وارث ميّت، فقط يك دايى يا يك خاله مادرى و دايى و خاله پدر و مادرى و دايى و خاله پدرى باشد، به دايى و خاله پدرى ارث نمى رسد و مال را شش قسمت مى كنند، يك قسمت به دايى يا خاله مادرى و بقيّه به دايى و خاله پدر و مادرى، مى رسد و بنابر احتياط در تقسيم با يكديگر مصالحه كنند. مسأله 3259: اگر وارث ميّت، فقط دايى و خاله پدرى، دايى و خاله مادرى و دايى و خاله پدر و مادرى باشد، دايى و خاله پدرى ارث نمى برد و بايد مال را سه قسمت كنند، يك قسمت به طور مساوى بين دايى و خاله مادرى تقسيم نمايند و بقيّه را به دايى و خاله پدر و مادرى بدهند و بنابر احتياط در تقسيم، با يكديگر مصالحه كنند. مسأله 3260: اگر وارث ميّت، يك دايى يا يك خاله و يك عمو يا يك عمّه باشد، مال را سه قسمت مى كنند، يك قسمت را به دايى يا خاله و بقيّه را به عمو يا عمّه مى دهند. مسأله 3261: اگر وارث ميّت، يك دايى يا يك خاله و عمو و عمّه باشد، چنانچه عمو و عمّه از يك پدر و مادر يا از يك پدر باشند، مال را سه قسمت مى كنند، يك قسمت به دايى يا خاله مى رسد و از بقيّه، دو قسمت به عمو و يك قسمت به عمّه مى دهند، بنابراين اگر مال را نُه قسمت كند، سه قسمت به دايى يا خاله و چهار قسمت به عمو و دو قسمت به عمّه مى دهند. مسأله 3262: اگر وارث ميّت، يك دايى يا يك خاله و يك عمو يا يك عمّه مادرى و عمو و عمّه پدر و مادرى يا پدرى باشد، مال را سه قسمت مى كنند، يك قسمت آن را به دايى يا خاله مى دهند و دو قسمت باقيمانده را شش قسمت مى كنند، يك قسمت را به عمو يا عمّه مادرى و بقيّه را به عمو و عمّه پدر و مادرى يا پدرى، مى دهند و به عمو دو برابر عمّه مى رسد. بنابراين اگر مال را نه قسمت كنند، سه قسمت به دايى يا خاله و يك قسمت به عمو يا عمّه مادرى و پنج قسمت ديگر را به عمو و عمّه پدر و مادرى يا پدرى مى دهند. مسأله 3263: اگر وارث ميّت، يك دايى يا يك خاله و عمو و عمّه مادرى و عمو و عمّه پدر و مادرى يا پدرى باشد، مال را سه قسمت مى كنند، يك قسمت به دايى يا خاله مى رسد و دو قسمت باقيمانده را سه سهم مى كنند، يك سهم به طور مساوى بين عمو و عمّه مادرى، تقسيم مى شود و دو سهم ديگر بين عمو و عمّه پدر و مادرى يا پدرى، قسمت مى نمايند و به عمو دو برابر عمّه مى رسد، بنابراين اگر مال را نه قسمت كنند، سه قسمت آن، سهم خاله يا دايى و دو قسمت، سهم عمو و عمّه مادرى و چهار قسمت، سهم عمو و عمّه پدر و مادرى يا پدرى مى باشد. مسأله 3264: اگر وارث ميّت، چند دايى و چند خاله باشد، كه همه پدر و مادرى يا پدرى يا مادرى باشند و عمو و عمّه نيز داشته باشد، مال سه سهم مى شود، دو سهم آن به دستورى كه در مسأله پيش گفته شد، بين عمو و عمّه، تقسيم مى شود و يك سهم به طور مساوى بين دايى ها و خاله ها، قسمت مى گردد. مسأله 3265: اگر وارث ميّت، دايى يا خاله مادرى و چند دايى و خاله پدر و مادرى يا پدرى و عمو و عمّه باشد، مال سه سهم مى شود، دو سهم به دستورى كه گفته شد بين عمو و عمّه تقسيم مى شود، پس اگر ميّت، يك دايى يا يك خاله مادرى دارد، يك سهم ديگر آن را شش قسمت مى كنند، يك قسمت را به دايى يا خاله مادرى مى دهند و بقيّه را به دايى و خاله پدر و مادرى يا پدرى مى دهند و بنابر احتياط در تقسيم آن با هم مصالحه كنند. و اگر چند دايى مادرى، يا چند خاله مادرى و يا هم دايى مادرى و هم خاله مادرى دارد، آن يك سهم را سه قسمت مى كنند، يك قسمت، به طور مساوى بين دايى ها و خاله هاى مادرى تقسيم مى شود و بقيّه را به دايى و خاله پدر و مادرى يا پدرى مى دهند و بنابر احتياط در تقسيم با هم مصالحه نمايند. مسأله 3266: اگر ميّت، عمو، عمّه، دايى و خاله نداشته باشد، مقدارى كه به عمو و عمّه مى رسد، به اولاد آنان و مقدارى كه به دايى و خاله مى رسد، به اولاد آنان داده مى شود. مسأله 3267: اگر وارث ميّت، عمو، عمّه، دايى و خاله پدر و عمو، عمّه، دايى و خاله مادر او باشند، مال سه سهم مى شود، يك سهم به طور مساوى بين عمو، عمّه، دايى و خاله مادر ميّت تقسيم مى شود و دو سهم ديگر آن را سه قسمت مى كنند، يك قسمت را به طور مساوى به دايى و خاله پدر ميّت داده و دو قسمت ديگر آن را به عمو و عمّه پدر ميّت، مى دهند و به عمو دو برابر عمّه مى رسد. ارث زن و شوهر مسأله 3268: اگر زن بميرد و اولاد نداشته باشد، نصف همه مال به شوهر او و بقيّه به ورثه ديگر مى رسد. و اگر از آن شوهر يا از شوهر ديگرى، فرزند داشته باشد، يك چهارم همه مال به شوهر و بقيّه به ورثه ديگر مى رسد. مسأله 3269: اگر مرد بميرد و فرزند نداشته باشد، يك چهارم مال او به زن و بقيّه به ورثه مى رسد. و اگر از آن زن يا از زن ديگر، فرزند داشته باشد، يك هشتم مال به زن و بقيّه به ورثه ديگر مى رسد. مسأله 3270: زن از زمين و از قيمت آن ارث نمى برد و همچنين از خود متعلّقات به زمين مانند بنا و درخت ارث نمى برد، ولى از قيمت آنها ارث مى برد. مسأله 3271: اگر زن بخواهد در چيزهايى كه از آن ارث نمى برد، مانند زمين، تصرّف كند، بايد از ورثه ديگر اجازه بگيرد و نيز بنابر احتياط واجب ورثه تا سهم زن را نداده اند، در چيزهايى كه زن از قيمت آنها ارث مى برد، مانند بنا و درخت، بدون اجازه او تصرّف نكنند و چنانچه پيش از دادن سهم زن، آن را بفروشند در صورتى كه زن معامله را اجازه دهد، صحيح وگرنه باطل است. مسأله 3272: اگر بخواهند بنا، درخت و مانند آن را قيمت نمايند، بايد حساب كنند كه اگر بدون اجاره، در زمين بماند تا وقتى از بين برود، چقدر ارزش دارد، سپس سهم زن را از قيمت آن بدهند. مسأله 3273: مجراى آب قنات و مانند آن، حكم زمين دارد. و آجر و چيزهايى كه در آن به كار رفته، در حكم ساختمان است. مسأله 3274: اگر ميّت بيش از يك زن داشته باشد، چنانچه فرزند نداشته باشد، يك چهارم مال و اگر اولاد داشته باشد، يك هشتم مال، به شرحى كه گفته شد، به طور مساوى بين زنهاى او تقسيم مى شود، اگرچه شوهر با هيچ يك از آنان يا بعضى از آنان نزديكى نكرده باشد. ولى اگر در مرضى كه به آن مرض از دنيا رفته، زنى را عقد كرده و با او نزديكى نكرده است، آن زن از او ارث نمى برد و حقّ مهر نيز ندارد. مسأله 3275: اگر زن در حال بيمارى، شوهر كند و به همان بيمارى بميرد، شوهرش اگرچه با او نزديكى نكرده باشد، از او ارث مى برد. مسأله 3276: اگر زن را به ترتيبى كه در احكام طلاق گفته شد، طلاق رجعى بدهد و در بين عدّه بميرد، شوهر از او ارث مى برد و نيز اگر شوهر در بين عدّه زن بميرد، زن او ارث مى برد، ولى اگر بعد از گذشتن عدّه رجعى يا در عدّه طلاق باين، يكى از آنان بميرد، ديگرى از او ارث نمى برد. مسأله 3277: اگر شوهر در حال بيمارى، همسرش را طلاق دهد و پيش از گذشتن دوازده ماه، بميرد زن با سه شرط از او ارث مى برد، اوّل: در بين اين مدّت شوهر ديگرى نكرده باشد. دوم: به جهت بى ميلى به شوهر خود، مالى به او نداده باشد كه او را طلاق دهد، بلكه اگر چيزى نيز به شوهر ندهد، ولى طلاق به تقاضاى زن باشد، ارث بردنش، محل اشكال است. سوم: شوهر در مرضى كه در آن زن را طلاق داده، بر اثر آن بيمارى يا به جهت ديگرى بميرد، امّا اگر از آن بيمارى خوب شود و به جهت ديگرى از دنيا برود، زن از او ارث نمى برد. مسأله 3278: لباسى كه مرد براى پوشيدن زن خود گرفته و به زن نبخشيده، اگرچه زن آن را پوشيده باشد، بعد از مردن شوهر، جزو مال شوهر است. مسائل متفرقه ارث مسأله 3279: قرآن، انگشتر، شمشير ميّت و لباسى كه پوشيده مال پسر بزرگتر است و اگر ميّت، از اين چهار چيز بيشتر از يكى دارد، مثلا دو قرآن يا دو انگشتر دارد، بنابر احتياط پسر بزرگ در آن با ورثه ديگر مصالحه كند. مسأله 3280: اگر پسر بزرگ ميّت، بيش از يكى باشد، مثلا از دو زن او در يك وقت، دو پسر به دنيا آمده باشد، بايد لباس، قرآن، انگشتر و شمشير ميّت را به طور مساوى بين آنها تقسيم كنند. مسأله 3281: اگر ميّت بدهى داشته باشد، چنانچه بدهى به اندازه مال او يا زيادتر باشد، بايد چهار چيزى نيز كه مال پسر بزرگتر است و در مسأله پيش گفته شد، بابت بدهى او بدهند. و اگر قرضش كمتر از مال او باشد، بايد از آن چهار چيز نيز به نسبت، بدهى او را بدهند، مثلا اگر همه دارايى او شصت تومان است و به مقدار بيست تومان آن، چيزهايى است كه مال پسر بزرگتر است و سى تومان نيز بدهى دارد، پسر بزرگ بايد به مقدار ده تومان از آن چهار چيز بابت بدهى ميّت بدهد. مسأله 3282: مسلمان از كافر ارث مى برد، ولى كافر اگرچه پدر يا پسر ميّت باشد از مسلمان ارث نمى برد. مسأله 3283: اگر كسى يكى از خويشان خود را عمداً و به ناحق بكشد، از او ارث نمى برد، ولى اگر از روى خطا باشد، مثلا سنگ را به هوا بيندازد و اتّفاقاً به يكى از خويشان او بخورد و او را بكشد، از او ارث مى برد، ولى بنا بر اقوى از ديه قتل، ارث نمى برد. مسأله 3284: هرگاه بخواهند ارث را تقسيم كنند، براى بچّه اى كه در شكم است كه اگر زنده به دنيا بيايد ارث مى برد، سهم دو پسر را كنار مى گذارند، ولى اگر احتمال بدهند بيشتر است، مثلا احتمال بدهند كه زن، به سه بچّه حامله باشد، سهم سه پسر را كنار مى گذارند و چنانچه مثلا يك پسر يا يك دختر به دنيا آمد، زيادى را بين ورثه تقسيم مى كنند. آيا ارث بري زنان از زمين تنها با ابلاغيه دولتي قابل اجرا است؟ روزهاي پر تب و تاب دهمين دوره رياست جمهوري است. صاحبان قدرت سياسي در حال رقابت و تبليغات با شعارهاي زيبا و گاه فريبنده براي جمع آوري آراء به نفع خود هستند و زنان همچنان با قوانين تبعيض آميز زندگي سختی را مي گذرانند. خوشبختانه در ماه هاي پاياني سال گذشته (6/11/87)، مجلس شوراي اسلامي مواد 946 و 948 قانون مدني مصوب 18/2/1307 را اصلاح كرد كه بر اساس آن زن به عنوان همسر از كليه اموال شوهر اعم از منقول و غيرمنقول يك هشتم و اگر فرزندي نداشته باشد، يك چهارم ارث ببرد، البته اين قانون در مجلس ششم نيز به تصويب رسيده كه متأسفانه در شوراي نگهبان رد شده بود. ارث بري زن از زمين، هر چند در حد يك هشتم حق زوجه را تأمين نمي كند ولي اين تغيير بعد از هفتاد و يك سال نويدي است براي اصلاح قوانين تبعيض آميز عليه زنان. دولت نهم اجراي اين قانون را از اول فروردين 1388 ابلاغ كرد، ولي متأسفانه اين خبر در بين اخبار انتخابات به فراموشي سپرده شده است. اجرايي شدن چنين تغييري در قوانين تنها با يك ابلاغيه دولتي سرانجامي نخواهد داشت. تصور كنيد بيش از 70 سال است كه سهم زن از دارايي شوهر بسيار ناچيز بوده، بخصوص روستاها به علت كم ارزش بودن خانه روستايي و با توجه به يك هشتم سهم زن از آن اغلب هيچ ارثي به زن نمي رسيد. و به ناچار سربار پسر، دختر، عروس و داماد مي شد. بعد از سال ها كار و تلاش در مديريت خانه و خانواده و همچنين در به ثمر رساندن زمين هاي كشاورزي مشترك در دوران پيري هيچگونه تأميني نداشت.تغيير قانون ارث با يك ابلاغيه قابل اجرا نيست. در خصوص اجراي اين قانون و هر قانون ديگر رسانه هاي جمعي بخصوص صدا و سيما، موظفند مسئوليت خود را جهت آموزش و ارتقا فرهنگ عمومي به انجام رساند. همان طور كه وقتي بستن كمربند در اتومبيل قانوني مي شود، ساعت ها برنامه در صدا و سيما تهيه مي شود و مي بينيم كه مؤثر نيز واقع مي شود.در مورد قانون ارث هم برنامه سازان صدا و سيما و رسانه هاي گروهي ديگر مي بايد برنامه هايي براي به رسميت شناختن و معرفي اين حق بخصوص در جوامع روستايي به صورت فيلم، سريال، ميزگرد، پيام هاي آموزشي به صورت تيزر تهيه و به صورت مستمر در اختيار مردم بگذارند و حتي براي تغيير بخش ديگري از قوانين ناعادلانه ارث ، بستر سازي نمايند.طبيعي است كه اگر تمام قوانين تبعيض آميز هم تغيير كند بدون فرهنگ سازي اجراي آن با مشكلات و دشواري هاي فراواني رو به رو خواهد بود، از همين روست كه گفت و گوي چهره به چهره يكي از محورهاي مهم فعاليت ما در كمپين يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين است.رئیس جمهوری قانونی را ابلاغ کرد که براساس آن قانون سهم الارث زنان اصلاح شده و زوج از تمام اموال زوجه ارث می برد و زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج یک هشتم از عین اموال منقول و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول اعم از عرصه و اعیان ارث می برد. به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، براساس این قانون جدید، زوج از تمام اموال زوجه ارث می برد و زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج، یک هشتم از عین اموال منقول و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول اعم از عرصه و اعیان را ارث می برد. بر اساس این قانون، مواد 946و 948قانون مدنی مصوب 18/2/1307اصلاح و ماده 947آن حذف شده است که بر اساس این اصلاحیه، زوج از تمام اموال زوجه ارث می برد و زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج یک هشتم از عین اموال منقول و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول اعم از عرصه و اعیان را ارث می برد. بر اساس بخش دیگری از این قانون، در صورتی که زوج هیچ فرزندی نداشته باشد سهم زوجه یک چهارم از کلیه اموال به ترتیب فوق است. این قانون همچنین تصریح دارد که هرگاه ورثه از ادای قیمت امتناع کنند، زن می تواند حق خود را از عین اموال استیفا کند. در حالی که بر اساس قانون مدنی مصوب سال، 1307 زن فقط از اموال منقول باقیمانده از همسر خود ارث می برد و چنانچه خانه یا باغی از زوج باقی مانده باشد، زن فقط از ارزش ساختمان، وسایل آن و درختان ارث می برد و نه زمین. احمدی نژاد این قانون را که شامل اصلاح موادی از قانون مدنی است و در مجلس شورای اسلامی تصویب شد، بدون ارائه نظر از سوی شورای نگهبان در مهلت مقرر برای اجرا ابلاغ کرد. این در حالی است که این مصوبه در قالب طرح اصلاح موادی از قانون مدنی، ششم بهمن ماه در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی مطرح شد و با 169رای موافق، دو رای مخالف و هفت رای ممتنع از مجموع 221نماینده حاضر در جلسه علنی تصویب شد. اما چند روز پس از تصویب این مصوبه در مجلس شورای اسلامی، آیت الله جعفر سبحانی در انتقاد از این مصوبه خطاب به علی لاریجانی گفت: «مساله ارث زوجه از زمین یا تساوی دیه زن و مرد، از مسائل فقهی است که باید در آن به فقها مراجعه کرد و از صلاحیت مجلس کاملاً بیرون است.» علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در پاسخ به انتقاد آیت الله سبحانی در نامه ای به او نوشت: «شورای نگهبان قانون اساسی در مورد موضوع ارث زن از زمین، از مقام معظم رهبری استفتا کرد و مجلس شورای اسلامی عین فتوای ایشان را به صورت قانون تصویب کرد.» طرح اصلاح موادی از قانون مدنی، پیش از این نیز در دوره های ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی مطرح شده بود اما شورای نگهبان قانون اساسی آن را مغایر شرع تشخیص داده بود. اکنون رئیس جمهوری این قانون را بدلیل ارائه نشدن نظر شورای نگهبان در مهلت مقرر برای اجرا ابلاغ کرده است. واکنش آیت‌ا... سبحانی به مصوبه مجلس درباره ارث به گزارش «ایلنا»، درپی تصویب قانونی در مجلس شورای اسلامی که مقرر می‌دارد، زن از تمامی اموال منقول و غیرمنقول مرد (از جمله زمین) ارث ببرد، آيت‌ا... سبحاني در نامه‌اي به رییس مجلس تذكراتي را مطرح كرد.در این نامه آمده است: تبيين حكم شرع از كتاب و سنت و دين برعهده فقيهان اسلام است. تصويب قوانيني در مسائل اجتماعي و اقتصادي و سياسي در حدود قوانين شرع وظيفه نمايندگان محترم است. آیت‌ا... سبحاني بر این اساس می‌افزاید: تحديد ارث زوجه از مسائل شرعي است كه بايد در آن، فقيهان اسلام نظر دهند، آنگاه مجلس براي اجراي اين حكم، برنامه‌ريزي كند. همان طوري كه تفكيك قواي سه‌گانه از اصول اساسي ما است، تفكيك اين دو قلمرو نيز چنين است و آنچه كه بر عهده مراجع تقليد گذارده شده، غير از وظيفه‌اي است كه بر عهده نمايندگان محترم است. در ادامه این نامه آمده است: اقليت و اكثريت در جايي معتبر است كه مشروعيت آن را فقيهان امضا كرده، آن‌گاه در اجراي آن به اكثريت آرا مراجعه مي‌شود و اما مسائلي كه مربوط به خود شرع است، در آنجا اقليت و اكثريت، فاقد اعتبار است و مساله ارث زوجه از زمين يا تساوي ديه زن و مرد، از مسائل فقهي است كه بايد در آن به فقها مراجعه كرد و از صلاحيت مجلس كاملا بيرون است. آیت‌ا... سبحانی در ادامه از لاریجانی خواسته است اين تذكر را به گوش نمايندگان برساند تا بار ديگر اين نوع مسائل تكرار نشود. قانون ارث بري زنان پس از 76 سال تغيير کرد افزايش سهم ارث زنان از اموال شوهر گروه اجتماعي روزنامه اعتماد، محبوبه حسين زاده؛ طرح ارث بري زنان از اموال غيرمنقول شوهر که بحث داغ مجلس هفتم در ماه هاي آخر کاري خود شده بود و تصويب نهايي آن بنا به دلايلي مسکوت مانده بود، بالاخره ديروز با اکثريت آرا به تصويب نهايي مجلس هشتم رسيد. نمايندگان مجلس هشتم تصويب کردند زنان از يک هشتم از قيمت اموال منقول و يک هشتم از قيمت اموال غيرمنقول اعم از عرصه و اعيان ارث ببرند و به اين ترتيب بحثي که از مجلس ششم مطرح شده بود، به نفع زنان به نتيجه رسيد. بحث ارث بري زنان از اموال غيرمنقول شوهر در ماه هاي آخر کار مجلس ششم مطرح شده بود و هرچند مجلس ششم به اصلاح قانون ارث راي داده بود تا زنان از اموال غيرمنقول شوهر هم ارث ببرند، اما اين طرح در شوراي نگهبان مسکوت ماند. تا پيش از اين و طبق قانون مدني ايران زنان فقط به ميزان يک هشتم و آن هم از اعياني(درخت و منزل) ارث مي بردند و هيچ سهمي از عرصه(زمين) نداشتند. وقتي در ماه هاي پايان کار مجلس هفتم بار ديگر مساله ارث بري زنان از اموال غيرمنقول شوهر توسط برخي از زنان مجلس مطرح شد، زنان مجلس ششم ترجيح دادند درباره لايحه مسکوت مانده در شوراي نگهبان سکوت کنند تا شايد سريع تر و به دور از جريانات سياسي اين قانون به نفع زنان تغيير کند. بحث ارث بري زنان از اموال غيرمنقول شوهر پس از آن در مجلس هفتم مطرح شد که زنان نماينده مجلس در ديدار با مقام معظم رهبري، مسائل مربوط به قانون مدني در مورد حقوق زنان را مطرح کرده بودند و ايشان نظر مساعد خود مبني بر ارث بري زنان از اموال غيرمنقول شوهر را اعلام کرده بودند. در روزهاي پاياني آذرماه سال گذشته که براي اولين بار در مجلس هفتم بحث ارث بري زنان از اموال غيرمنقول در مجلس مطرح شد، نمايندگان با 114راي موافق و 33راي مخالف به يک فوريت طرح نحوه ارث بري زنان از اموال غيرمنقول همسر راي دادند، هرچند طراحان و موافقان اين طرح، تلاش داشتند اين طرح را با قيد دو فوريت به تصويب برسانند اما طرح اختلاف نظر بين فقها در مورد ارث زنان در مجلس باعث شد برخي از نمايندگان از دادن راي به دو فوريت اين طرح خودداري کنند و به اين ترتيب يک فوريت اين طرح با اختلاف چهار راي به تصويب برسد. موج اظهارنظرها و مخالفت برخي مراجع تقليد با تصويب اين طرح در مجلس باعث شد تا اين بار نفيسه فياض بخش عضو فراکسيون زنان مجلس، در بهمن ماه سال گذشته در استفساريه يي از برخي مراجع تقليد و مقام معظم رهبري به پاسخ برسد و بدين ترتيب زنان مجلس تلاش کردند با تغيير ادبيات اين لايحه، مجدداً طرح ارث بري زنان به صورت دو فوريتي و پس از پايان بررسي بودجه سال 78به مجلس ارائه شود. مقام رهبري در آخرين فتواي خود در پاسخ به سوالي درباره ميزان ارث بري زوجه از اموال غيرمنقول، گفته بودند؛ « زن در صورت فرزنددار بودن شوهر، يک هشتم از عين اموال منقول و يک هشتم از قيمت اموال غيرمنقول اعم از عرصه و اعيان ارث مي برد و در صورت نداشتن فرزند حتي از همسر ديگر سهم او يک چهارم مي باشد.» هرچند انتظار مي رفت با گشوده شدن راه تغيير قانون ارث با جديت بيشتري در مجلس هفتم پيگيري شود، اما نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در ارديبهشت ماه سال جاري و در ماه آخر کاري به بررسي خارج از نوبت طرح تغيير ارث بري زنان از اموال غيرمنقول شوهر راي ندادند. هرچند نفيسه فياض بخش اعتقاد داشت؛ «به استناد ماده 148 آيين نامه و به دليل گذشت سه ماه از اعلام وصول اين طرح در کميسيون قضايي بايد اين طرح خارج از نوبت در مجلس رسيدگي مي شد و احتياج به راي مجلس براي بررسي اين طرح در صحن علني مجلس نبود، اما آقاي باهنر نظرشان اين بود که بايد درباره طرح اين موضوع در مجلس راي گيري شود و متاسفانه با اختلاف آراي بسيار کمي مجلس به اين موضوع راي نداد و آقاي باهنر هم به اعتراض ما در اين مورد توجهي نکرد.» با پايان کار مجلس هفتم، ارث بري زنان از اموال غيرمنقول شوهر بار ديگر در مجلس هشتم مطرح شد. نمايندگان مجلس هشتم در يکي از جلسات علني آذرماه امسال به دليل وجود ابهام، لايحه ارث بري زنان از اموال غيرمنقول شوهر را براي انجام تغييراتي به کميسيون قضايي و حقوقي بازگرداندند. با اصلاح موارد ابهامي، بار ديگر اين طرح روز گذشته در صحن علني مجلس مطرح شد و نمايندگان مجلس در جلسه علني روز گذشته تصويب کردند؛«زوج از تمام اموال زوجه ارث ببرد و زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج، يک هشتم از عين اموال منقول و يک هشتم از قيمت اموال غيرمنقول اعم از عرصه و اعيان ارث مي برد. همچنين در صورتي که زوج هيچ فرزندي نداشته باشد سهم زوجه يک چهارم از کليه اموال به ترتيب فوق است.» نمايندگان با اصلاح ماده 948 مصوب کردند؛« هر گاه ورثه از اداي قيمت امتناع کنند زن مي تواند حق خود را از عين اموال استيفا کند.» آنان همچنين ماده 947 از اين قانون را حذف کردند. اصلاحيه قانون ارث بري زنان از اموال غيرمنقول شوهر با 169 راي موافق، دو راي مخالف و هفت راي ممتنع از 221 نماينده حاضر و با استناد به فتاوي مقام رهبري و ديگر فقها و مراجع تقليد به تصويب رسيد تا بدين ترتيب قانون ارث بري زنان از اموال غيرمنقول شوهر که بعد از تدوين آن در سال 1311 همچنان بدون تغيير مانده بود، به نفع زنان تغيير کند.بعد از تصویب قانون ارث‌بری زن از تمامی اموال شوهرش، برخی از مراجع تقلید قم اعلام کردند که تغییر قانون ارث در صلاحیت مجلس نیست. بهمن کشاورز وکیل دادگستری می‌گوید مطابق قانون اساسی، مجلس حق وضع و تغییر قوانین را دارد.روز یکشنبه ششم بهمن ماه، مجلس شورای اسلامی ایران قانونی را تصویب کرد که به موجب آن پس از مرگ شوهر، زن از یک هشتم اموال منقول و غیرمنقول او ارث خواهد برد. مطابق قانون قبلی که به مدت هفتاد سال در ایران اجرا می‌شد، سهم زن بعد از مرگ شوهر تنها یک هشتم مبلغ ساختمان و وسایل آن بود و از زمین و باغ هیچ سهمی نمی‌‌برد.برخی از علمای قم از جمله آیت‌الله سبحانی با این قانون مخالفت کرده و آن را خلاف شرع دانسته‌اند.علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی نیز پاسخ داده‌که قبل از طرح این قانون در مجلس از آیت‌الله خامنه‌ای استفتاء کرده‌اند و وی نیز نظرش بر اصلاح قانون بوده‌است.بهمن کشاورز وکیل دادگستری می‌گوید قانون جدید هیچ تغییری در فقه نیست بلکه استناد به فتوای گروه دیگری از علماست.دویچه‌وله: آقای کشاورز برخی از مراجع تقلید قم اصلاح قانون ارث را خارج از صلاحیت مجلس دانسته‌اند. آیا این حرف درست است؟بهمن کشاورز: ابزار ما برای سنجش در این موارد قانون اساسی است و در قانون اساسی تکلیف قضیه روشن شده است. فارغ از این و فراتر از این من البته به خودم حق اظهارنظر نمی‌دهم. من فقط می‌گویم که به موجب اصل هفتادویکم قانون اساسی گفته شده است که مجلس شورای اسلامی در عموم مسایل، در حدود مقرر قانون اساسی، می‌تواند قانون وضع کند. و اصل هفتادودوم هم می‌گوید مجلس شورای اسلامی نمی‌تواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد. تشخیص این امر به ترتیبی که در اصل نودوششم آمده برعهده‌ی شورای نگهبان است. و بالاخره یک اصل چهارمی هم هست که می‌گوید کلیه‌ی قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیره باید براساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر عموم اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر برعهده‌ی فقهای شورای نگهبان است. بنابراین اصل براین است که مجلس شورای اسلامی که البته در میان نمایندگانش فقهایی در سطوح مختلف و شاید هم مجتهدانی در حد اطلاق یا در حد تجزی وجود دارند، می‌تواند در همه‌ی امور قانونگذاری کند و معیار خروج از قواعد شرع مقدس اسلام یا اصول مذهبی شیعه، نظر شورای محترم نگهبان است که شش نفر از اعضای این شورا در این مورد نظر می‌دهند. بنابراین گمان نمی‌کنم که اصولا جای بحثی در این مورد وجود داشته باشد.مضافا این که در این مورد خاصی که مطرح است، آنچه تصویب شده یکی از اقوال فقهای شیعه است که از قبل هم وجود داشته است. در نهایت در گذشته قانونگذار قانون مدنی قول دیگری را اختیار کرده بود و برای خانم‌ها فقط از اعیان و اشجار و نقود ارث مقرر کرده بود، حال آن که فقهای دیگری هم در شیعه بوده‌اند که نظرشان این بود که همسر از کل و از همه چیز ارث می‌برد. بنابراین این کاری که الان در مجلس شورای اسلامی اتفاق افتاده تغییر چیز خاصی نیست، بلکه انتخاب یکی از چند قول است که در گذشته قول دیگری انتخاب شده بود و حالا قول جداگانه‌ای انتخاب شده است و هر دوی این اقوال هم در شیعه مقبول بوده است.یکی از این مراجع عظام آیت‌الله سبحانی عنوان کرده‌اند که قانونگذاری دو مرحله دارد. اول تبیین حکم شرع از کتاب و سنت است که این برعهده‌ی فقیهان است. و دوم تصویب این قوانین در مجلس است که وظیفه‌ی نمایندگان است. آیا چنین چیزی در قانون اساسی پیش‌بینی شده است؟البته فرمایش ایشان اصولا درست است که تشخیص حکم شرعی برعهده‌ی فقهای اعظام است. ولی این فقهای اعظام را ما در شورای نگهبان قانون اساسی داریم که اظهارنظر می‌فرمایند و مجلس هم آنچه را که تدوین می‌کند بدیهی‌ست که اگر خلاف شرع باشد، اصولا از اول هم تدوین نخواهد کرد. آنچه تدوین می‌شود به طور قطع مباینت روشنی با شرع یا با اصول مذهب شیعه ندارد و تصور نمی‌کنم از این نظر ایرادی برمجلس وارد باشد.آقای کشاورز اصولا فقهای شورای نگهبان در مواردی این چنین که اختلاف نظر بین فقها هست، دستور چه گروهی از فقها را مدنظر قرار می‌دهند؟ الان در این مورد بخصوص یعنی ارث‌بری زن از شوهر فقها نظرات متفاوت دارند و حتا از آیت‌الله خامنه‌ای استفتاء کرده‌اند، آقای خامنه‌ای هم نظرشان این بوده که زن ازهمه‌ی اموال شوهر ارث می‌برد. از طرف دیگر مراجع دیگر قوم اعتراض کرده‌و گفته‌اند نه این درست نیست. معمولا فقهای شورای نگهبان ازکدام نظر تبعیت می‌کنند؟توجه داشته باشید که فقهای محترم شورای نگهبان یعنی آن شش فقیه همه مجتهد هستند و مجتهد جز بر فتوای خودش نمی‌تواند به فتوای دیگری عمل کند. در آنجا بحث می‌کنند اگر هر مطلبی باشد، چه این مورد چه مورد دیگری از این قبیل، سعی می‌کنند که همدیگر را قانع کنند و بالاخره بعداز این که اخذ رای شد همه تسلیم نظر اکثریت می‌شوند و آن نظر را به‌عنوان نظر فقهای شورای نگهبان اعلام می‌کنند. بنابراین فقهای شورای نگهبان در تحلیل نهایی به فتوای خودشان عمل می‌کنند و لاغیر.قانون ارث پنج سال پیش هم به تصویب نمایندگان مجلس رسید. ولی شورای نگهبان آن را رد کرد. اگر این بارهم باز این قانون را شورای نگهبان رد بکند، تکلیف قانون ارث‌بری زن از اموال شوهرش به کجا می‌رسد؟قدرمسلم این است که وقتی افرادی که در درجه‌ی اجتهاد هستند به بحث می‌نشینند، هرچند هر یک فتوا و نظر خاص خودشان را دارند، ولی اگر از نظر استدلالی قانع شوند، به سخن طرف تن درخواهند داد. در این مورد من نمی‌دانم که چه پیش خواهد آمد، اما آنچه مسلم است اگر شورای محترم نگهبان باردیگر این مطلب را نپذیرند و مجلس هم بر نظر خود اصرار کند، لاجرم مورد به مجلس تشخیص مصلحت نظام ارجاع خواهد شد. مصاحبه گر: میترا شجاعی دهقان در گفتگو با فارس خبر داد:ا خبرگزاري فارس: رئيس كميته حقوق خصوصي كميسيون قضايي و حقوقي مجلس گفت: در صورت تصويب نهايي در مجلس زنان علاوه بر ملك و ساختمان از زمين نيز ارث مي‌برند محمد دهقان در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس، اظهار داشت: امروز در كميسيون حقوقي و قضائي مجلس تغييرات اساسي در موضوع ارث زن ايجاد شد با اصلاح مواد946 و 948 قانون مدني در صورتي كه مصوبه كميسيون حقوقي و قضايي به تصويب مجلس برسد زوجه از قيمت اموال غير منقول اعم از عرصه و اعيان ارث مي‌برد. به گفته وي در گذشته زن از زمين ارث نمي‌برد و فقط از بنا و ساختمان ارث مي‌برد در مورد باغ‌ نيز تنها از اشجار (درختان) ارث به آن تعلق مي‌گرفت و از قيمت زمين ارث نمي‌برد. وي ادامه داد: در گذشته طرحي به تصويب مجلس ششم رسيده بود كه زن مي‌توانست از همه اموال شوهر ارث ببرد، اما در سال 83 اين طرح توسط شوراي نگهبان رد شد؛ در مجلس هفتم در طي سال‌هاي 84 و 85 پيگيري‌هاي صورت گرفت كه در نتيجه مقام معظم رهبري فتوايي دادند كه زن نه تنها از بنا و اشجار بلكه از زمين هم ارث ببرد. دهقان تصريح كرد: بنابراين با توجه به فتواي مقام معظم رهبري اين طرح دوباره در دستور كار مجلس قرار گرفت و با توجه به هماهنگي با شوراي نگهبان، اين طرح پس از اين كه 2 هفته پيش در كميته حقوق خصوصي تصويب شده بود امروز در كميسيون قضايي مطرح و به تصويب اين كميسيون رسيد. اين نماينده مجلس شوراي اسلامي اظهار داشت: بر اساس اين طرح زوج از تمام اموال زوجه ارث مي‌برد و زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج يك هشتم از عين اموال منقول و يك هشتم اموال غير منقول اعم از عرصه و اعيان ارث مي‌برد و در صورتي كه زوج هيچ فرزندي نداشته باشد سهم زوجه يك چهارم از كليه اموال است. عضو كميسيون قضايي و حقوقي مجلس افزود: در گذشته نيز زن در صورتي كه شوهر، فرزند داشت يك هشتم از اموال را ارث مي‌برد و اگر شوهر، فرزند نداشت يك چهارم اموال را ارث مي‌برد در حال حاضر اين مسئله تغييري نكرده است؛ اما تنها مسئله اين است كه از اين به بعد در صورت تصويب مجلس زن از زمين نيز ارث مي‌برد. در حال حاضر موضوع ارث بردن زنان از زمين در كميسيون حقوقي مجلس تصويب شده و براي تصويب نهايي در نوبت صحن علني مجلس قرار گرفته است زهره ارزني از وكلاي فعال جنبش زنان است. او به رغم ظاهر بسيار جوانش ، 19 سال است كه تجربه کاروكالت دارد و چندین سال در دفتر خانم مهرانگيز كار کار کرده است و اينك هر دو از وزنه هاي قوي جنبش زنان ايران هستند. زهره ارزني از اعضاي اوليه كمپين يك ميليون امضا است و در اين مدت هميشه چه در ارتباط با كمپين و چه در ارتباط با مسايل شخصي و حقوقي پاسخگوي اعضا كمپين بوده است.از اين رو ایشان اولين حقوقداني هستند كه كار گروه ارث برابر براي بالا بردن آگاهي هاي عمومي در نظر گرفت كه مزاحم وقت شان شود . با تشكر از وقتي كه در اختيار ما قرار دادند اولين پرسش اينست كه: مبناي قانون ارث در قانون مدني ما چيست؟ پاسخ: مبناي قانون ارث در قانون مدني ايران دين اسلام است. كه البته در دوره رضا شاه اين قانون نوشته شده. از سال 1306 تا 1311 قانون مدني ايران تدوين شد و بعد از آن تعدادي از قوانين تغيير كرد. ولي قانون ارث دست نخورده باقي مانده. البته تغيير جزيي كرده ولي اين تغيير مربوط به سهم الارث نيست. پرسش: ديدگاه فقها در رابطه با ارث چگونه است؟ پاسخ: سه نظر بين فقها وجود دارد. نظر اول اينست كه زن از همه اموال ارث مي برد. (مثل مسلمانان اهل سنت)ا نظر دوم مي گويد زن ( اگر از شوهر متوفی )فرزند داشته باشد از تمام اموال و اگر فرزند نداشته باشد از اعياني ارث مي برد. نظر سوم اينست كه زن چه فرزند داشته باشد چه نداشته باشد از زمين ارث نمي برد. و متأسفانه نظر سوم را در تدوين قانون مدني ملاك قرار داده اند و تا به امروز هم تغييري نكرده است. پرسش: در مورد اقليت هاي مذهبي ارث چگونه تقسيم مي شود؟ پاسخ: اقليت هاي مذهبي بر اساس قانون مدنی در زمینه احوال شخصيه براساس دستورات مذهبی خودشان عمل می کنند مثل ازدواج و طلاق و تقسيم ارث . مثلاً‌در مسيحيت، همه افراد خانواده ارث برابر مي برند مگر متوفي وصيت كرده باشد. در قوانين كليمي، فرزندان ذكور وارث والدين هستند و پسر بزرگ دو برابر پسر يا پسران كوچكتر ارث مي برد، دختر ارث نمي برد ولي جهيزيه ي قابل توجهي مي برد و برادر موظف است خرج خواهر را بدهد. البته شوهر مي تواند نصف اموال خود را به نفع زن صلح كند. آئین نامه زرتشتیان در مورد ارث که سال 1386 تغيير كرد ه است و همه وراث ارث برابر می برند منتهی قبل از این اصلاح مردان دو برابر زنان ارث می بردند . پس در تمام اديان بايد تلاش شود تا دختر و پسر، و زن و مرد ارث برابر ببرند. اگر قانون براساس دين باشد، حتماً بايد اين تلاش ها ادامه پيدا كند تا عدالت در خانواده مطابق استاندارد های جامعه امروز رعايت شود. پرسش: آيا در ايران تا كنون تلاشي صورت گرفته تا ارث در بين خانواده برابر شود.؟ پاسخ: در اين مورد خير. ولي اين كه زن از زمين ارث ببرد، يعني از كليه اموال شوهر ارث ببرد. نه فقط اعياني و اموال منقول . و یا در صورتیکه زن تنها وارث مرد باشد تمام اموال شوهر را ارث ببرد، در مجلس ششم در قانون مدنی این ا صلاحات را انجام دادند اما به تائید شورای نگهبان نرسید و موضوع مسکوت ماند . در مجلس هفتم هم لايحه اي در مورد ارث بري زن از زمين ارائه شده كه فعلاً آن هم مسكوت گذاشته شده است. پرسش: در مورد زن بدون ورثه ممكن است توضيح بيشتري بفرماييد؟ پاسخ: اين قانون خيلي جالب است بدين معنا كه اگر زن و مردي ورثه نداشته باشند و زن فوت كند، تمام اموالش به شوهرش مي رسد و اگر مرد فوت كند يك چهارم اموال شوهر به زن و سه چهارم به دولت مي رسد. پرسش: خانواده هایی که می خواهند دختران و زنانشان به صورت برابر با مردان خانواده ارث ببرند روز به روز بیشتر می شود، آیا راهکاری وجود دارد قبل از اینکه قانون تغییر کند بتوان ارث را به صورت مساوی بین زن و مرد تقسیم کرد؟ پاسخ: زن در جایگاه همسر و خواهر (فرزند و دختر خانواده) نصف مرد ارث می برد. با این حال اما راهکارهایی می توان ارائه داد که زنان را به ارث برابر برساند: راه حل اول این است که هر فرد مسلمان می تواند 3/1 اموالش را وصیت کند . حال قانون گذار می تواند این وصیت را مفروض فرض کند یعنی فرض را براین بگذارد که همه ی مردان ایرانی تصمیم گرفته اند که 3/1 اموال خود را به نفع دختران و همسران خود وصیت کنند، وقتی این 3/1 به نفع زنان وصیت بشود آنگاه تفاوت نقصان ارث آنها کاهش می یابد حتی در بعضی موارد ارث دختران بیشتر از پسران می شود. راه بعدی این است که مرد وصیت کند که دختر و پسرم به یک میزان ارث ببرند. سومین راه این است که زمانی که پدر زنده است اموالش را به صورت مساوی بین فرزنداش تقسیم کند. کسی که زنده است می تواند این کار بکند. حالا برای اینکه فرزندانش از این مسئله سوء استفاده نکنند، عین ملک (مثلا آپارتمان) را به نام فرزندش بکند اما انتفاع عمری (یعنی حق منافع) آن را تا زمانی که زنده است برای خودش نگه دارد. در این صورت فرزند نمی تواند ارث را بفروشد و پدر منافع آن را خواهد داشت که بعد از فوت، فرزندان صاحب آن می شوند. در مورد همسر هم می تواند همین کار را بکند. مثلا می تواند ملک را به نام همسرش کند و یا انتفاع عمری ملک را به همسرش ببخشد تا زمانی که زنده است. راه دیگر هم بحث دارایی مشترک پس از ازدواج است. یعنی اگر زن و مرد توافق کنند که اموالی که پس از ازدواجشان حاصل می شود بین هر دو به صورت مساوی تقسیم شود اگر مرد فوت کند نصف اموال زندگی مشترک متعلق به زن خواهد بود که این دارایی مشترک ما به تفاوت ارث را می پوشاند. پرسش: آیا این راهکار وصیت 3/1 که مفروض فرض شود در کشوری اسلامی تا کنون اجرا شده ؟ پاسخ: بله. مثلا در مصر وصیت مفروض را به اجرا می گذارند. و بطور کلی دولت فرض را بر این می گیرد که مردی که فوت شده و باید اموالش بین ورثه تقسیم شود، آدم روشنفکری بوده و 3/1 از اموالش را به نام دختر و زنش وصیت کرده است. این یکی از راه هایی است که ما به تفاوت ارث را با آن پوشانده اند. پرسش: همان طور که گفتید زن از زمین ارث نمی برد آیا پدر می تواند با وصیت کردن قبل از مرگ این مسئله را حل کند؟ پاسخ: طبق قانون در شیعه، زن، نه به عنوان دختر یا فرزند متوفی، بلکه به عنوان همسر نمی تواند از زمین ارث ببرد. اگر مرد زمانی که زنده است قسمتی از این زمین را به نام همسرش کند مشکل حل می شود. بعد از مرگ مرد راهکاری نیست مگر اینکه در بعضی از موارد دیده شده که ورثه توافق می کنند که به میزان مساوی اموال را تقسیم کنند. پرسش: این راهکارها می تواند جایگزینی برای تغییر قانون باشد، چون گروهی از افراد در دفاع از وضع موجود نسبت به انتقاداتی که می شود می گویند که فرهنگ جامعه بالا رفته و با وجود قانون نابرابر ارث زن و مرد، بسیاری اموالشان را به صورت مساوی تقسیم می کنند ؟پاسخ: نه خیر چون درصد این افراد خیلی بالا نیست. تا آن جایی که اطلاع دارم فقط در قشر متوسط و روشنفکر هست که ارث را به صورت مساوی تقسیم می کنند و این مسئله عمومیت ندارد پرسش: مشکل ارث نبردن زنان از زمین آیا جایی تا به حال به صورت حاد خود را نشان داده است؟پاسخ: بله، درشهرستان بم، شهرهای شمالی و یا خوزستان که زمین ها گندم کاری و صیفی کاری است و باغداری شایع نیست زنان از این زمین ارث نمی برند و بنابراین آنها هیچی ندارند. ا این مشکل در شهر بم خود را بیشتر نشان داد به این خاطر که ساختمان ها خراب شد و زمین باقی ماند و چون زن زمینی نداشت نمی توانست سرپناهی برای خود بسازد. (در قانون آمده که زنان از اعیانی ارث می برند). بعضی از این زنان دخترو پسر خود را از دست داده بودند و ورثه شوهر متوفی خانواده شوهر مثل بردار و خواهر ش هستند و مشخص نیست که آنها از زمین به زن سهمی بدهند یا نه .. جاهایی که عرصه فقط برای کشت و زرع های فصلی استفاده می شود زنان ارث نمی برند. بطور مثال می توانم بگویم که من در یک روستا یی شاهد بودم که شوهر زنی فوت کرد و چند هکتار هم زمین داشت و پسر به مادرش گفت که به تو هیچی ارث نمی رسد و باید بروی منتهی دخترها سهم خودشان را به مادر بخشیدند تا او سرپناهی در این زمین برای خود بسازد. اگر دخترانش این کار را نمی کردند این زن آواره می شد. در دفاع از این ارث نبردن زنان از زمین می گویند زمین اصالت دارد و امکان دارد زن ازدواج کند و مرد غریبه ای صاحب زمینی شود که به سلسله ما تعلق ندارد. پرسش: در جریان ارث نبردن زنان از زمین مثال هایی که زدید مربوط به روستاها بود. آیا این مسئله در شهرها هم وجود دارد؟ پاسخ: بله. وقتی زمینی وجود داشته باشد که ساختمان آن کلنگی باشد زن فقط از آن ساختمان ارث می برد که ارزش چندانی ندارد. مثلا یک زمین هزار متری در فرشته رو فرض بگیرید که امکان دارد چند میلیارد تومان قیمتش باشد. ساختمان کلنگی آن حتی امکان دارد ارزشش صد میلیون تومان هم نباشد که زن از 8/1 آن ارث می برد.(حدودا ده میلیون تومان) قانون هم هیچ حمایتی از این زن نمی کند مگر اینکه زن مهریه سنگینی داشته باشد. گذشته از موانع طلاق برای زنها، یکی از دلایلی که زنان در اول ازدواج مهریه های سنگین تعیین می کنند همین است. چون وقتی مرد فوت می کند اولین چیزی که از ماترک باید پرداخت شود مهریه است. مهریه جزء دیون رسمی است. حتی در مواردی ماترک جوابگوی مهریه های سنگین نیست و همه چیز را زن می برد. این به نوعی افراط است. به همین دلیل قانونگذار باید نیازهای جامعه را نگاه کند مثلا تصور کنید مردی فوت کند با چند تا فرزند و حالا این بچه ها متعلق به زن باشند یا نباشند. مهریه سنگین در حدود 150 میلیون باشد و متوفی فقط آپارتمانی داشته باشد که 100 میلیون قیمت آن باشد. فرزندان هیچ ارثی نمی برند. آنها چه جوری باید بزرگ شوند؟ مسئله افراط و تفریط اینجاست که خود را نشان می دهد. وقتی قانونگذار می گوید نمی توان دست به قانون ارث زد، زن هم راه گریز پیدا می کند که همین مهریه های سنگین است که ممکن است این عوارض را داشته باشد. پرسش: آیا راه های دیگری به غیر از مورد مهریه هم دیده شده است؟ پاسخ: بله. مثلا بعضی از زنان یک چک از همسرشان می گیرند و بعد از مرگ به اجرا می گذارند که اصلا راه حل های خوبی برای تصاحب دارایی فرد نیست. به نظر من بهترین راه این است که قبل از اینکه قانون ارث تغییر کند ، مردان زنان را شریک زندگی خود بدانند. هر چیزی خریداری می شود به صورت نصف نصف باشد که این امر موجب می شود اعتماد به نفس زن افزایش یابد وضمنا دغدغه آینده را هم نداشته باشد. پرسش: بر اساس فقه شیعه و منابع شرعی امکان بازنگری در قوانین ارث به نفع زنان وجود دارد؟پاسخ: چون تنظیم فصل ارث در قانون مدنی بر اساس فقه امامیه تصویب شده است در حال حاضر برای اصلاح قانون نیاز به نظرات فقهی است. برای نظرات فقهی هم بعضی از افراد گفتند که ما منکر نظرات نمی شویم بلکه راهکارهایی پیدا کنیم (مثل وصیت مفروض یا تقسیم اموال پیش از مرگ) که به وسیله آنها این ما به تفاوت بین زن و مرد را از بین ببریم. مگر اینکه قانونگذار تصمیم بگیرد در بخش ارث که از احکام امضایی است تغییراتی بدهد.چرا که برخی عقیده دارند در احکام ارث با توجه به نیاز و شرایط جامعه می توان جرح و تعدیل هایی داد. چون جزو احکام امضایی هستند، احکام امضایی احکامی هستند که قبل از اسلام هم وجود داشته و با آمدن اسلام آن را به همان صورت و یا با وضعیت بهتری آن امضا شده است. یک سری از احکام هست که قبل از اسلام نبوده و اسلام آنها را آورده مثل نماز. قبل از اسلام زن را مردان عرب به ارث می بردند اما اسلام گفت که زن را نه تنها مردان نمی توانند ارث برند بلکه به او ارث هم تعلق می گیرد و به این صورت آن را تعدیل و امضا کرد . این کار را دولت به کمک فقها می تواند انجام دهد. از سوی دیگر حتی در مسائلی که می گویند نص صریح قرآن است بحثی داریم که در بعضی از احکام با توجه به ضرورت های زمان و مکان می توانیم تغییراتی بدهیم البته این را فقها تشخیص می دهند که در کجا ضرورت ها ایجاب می کند که تغییراتی ایجاد شود. در مواردی که احکام، مفسده ای برای جامعه ایجاد می کند، شاید بتوان آنها ار مشمول تغییر دانست مثل اصل برده داری که در قرآن هم آمده که برده را در قبال کفاره روزه آزاد کنید. الآن ما می بینیم که برده داری در همه ی کشورهای مسلمان نشین ممنوع است. اینجا از اصل سکوت استفاده کردند و مسئله کنار گذاشته شده است. باز هم اگر به فقها رجوع کنیم جایی که می بینیم مفسده ای دارد شاید بتوانیم از اصل تعطیلی یا سکوت که آقای سروش هم به آن اشاره می کند، استفاده کنیم. شاید در این موارد هم بتوان به علت حضور زن در جامعه و تبدیل شدن او به بازوی اقتصادی از اصل تعطیل نمودن آن برای مدتی صحبت کرد. پرسش: زنان معمولا جزو فقیرترین اقشار جامعه هستند. نابرابری در ارث چقدر در این وضعیت تاثیر داشته است و باعث عدم مشارکت آنان در گردش دارایی و ثروت شده است؟ پاسخ: معمولا می گویند که چون زن در دارایی اش مستقل است، نفقه نمی پردازد و مهریه می گیرد، پس دارایی زن بیشتر از مردان است. ولی اگر ما در کشور خودمان آماری بگیریم به این صورت نیست. مثلا در یک مقاله آمده بود که در جهان 2 درصد دارایی ها به نام زنان است. در کشور ما هم وضعیت مساعد نیست چون ممکن است برخی از زنان ازدواج نکنند و مهریه ای هم در کار نباشد ، یا مهریه ای که می گذارند زیاد قابل توجه نباشد و یا نفقه در کشور ما موضوعیت چندانی ندارد. با وجود همه ی اینها نقصان ارث هم باعث می شود مردان بیشتر از زنان ارث ببرند و قدرت و دارایی آنها هم بیشتر باشد. بنابراین این بازوی اقتصادی زنان را همیشه ضعیف کرده است. خصوصا در جامعه ما که نان آور مردان شناخته شده اند و زنان در وهله دوم قرار دارند. حتی درکسب اولویت های کاری و اشتغال زایی زنان شانس کمتری نسبت به مردان دارند.با تشکر از خانم زهره ارزنی به خاطر اطلاعاتی که در مورد ارث دادند .زهره ارزني از وكلاي فعال جنبش زنان است. او به رغم ظاهر بسيار جوانش ، 19 سال است كه تجربه کاروكالت دارد و چندین سال در دفتر خانم مهرانگيز كار کار کرده است و اينك هر دو از وزنه هاي قوي جنبش زنان ايران هستند. زهره ارزني از اعضاي اوليه كمپين يك ميليون امضا است و در اين مدت هميشه چه در ارتباط با كمپين و چه در ارتباط با مسايل شخصي و حقوقي پاسخگوي اعضا كمپين بوده است. از اين رو ایشان اولين حقوقداني هستند كه كار گروه ارث برابر براي بالا بردن آگاهي هاي عمومي در نظر گرفت كه مزاحم وقت شان شود . با تشكر از وقتي كه در اختيار ما قرار دادند اولين پرسش اينست كه: مبناي قانون ارث در قانون مدني ما چيست؟ پاسخ: مبناي قانون ارث در قانون مدني ايران دين اسلام است. كه البته در دوره رضا شاه اين قانون نوشته شده. از سال 1306 تا 1311 قانون مدني ايران تدوين شد و بعد از آن تعدادي از قوانين تغيير كرد. ولي قانون ارث دست نخورده باقي مانده. البته تغيير جزيي كرده ولي اين تغيير مربوط به سهم الارث نيست. پرسش: ديدگاه فقها در رابطه با ارث چگونه است؟ پاسخ: سه نظر بين فقها وجود دارد. نظر اول اينست كه زن از همه اموال ارث مي برد. (مثل مسلمانان اهل سنت) نظر دوم مي گويد زن ( اگر از شوهر متوفی )فرزند داشته باشد از تمام اموال و اگر فرزند نداشته باشد از اعياني ارث مي برد. نظر سوم اينست كه زن چه فرزند داشته باشد چه نداشته باشد از زمين ارث نمي برد. و متأسفانه نظر سوم را در تدوين قانون مدني ملاك قرار داده اند و تا به امروز هم تغييري نكرده است. پرسش: در مورد اقليت هاي مذهبي ارث چگونه تقسيم مي شود؟ پاسخ: اقليت هاي مذهبي بر اساس قانون مدنی در زمینه احوال شخصيه براساس دستورات مذهبی خودشان عمل می کنند مثل ازدواج و طلاق و تقسيم ارث . مثلاً‌در مسيحيت، همه افراد خانواده ارث برابر مي برند مگر متوفي وصيت كرده باشد. در قوانين كليمي، فرزندان ذكور وارث والدين هستند و پسر بزرگ دو برابر پسر يا پسران كوچكتر ارث مي برد، دختر ارث نمي برد ولي جهيزيه ي قابل توجهي مي برد و برادر موظف است خرج خواهر را بدهد. البته شوهر مي تواند نصف اموال خود را به نفع زن صلح كند. آئین نامه زرتشتیان در مورد ارث که سال 1386 تغيير كرد ه است و همه وراث ارث برابر می برند منتهی قبل از این اصلاح مردان دو برابر زنان ارث می بردند . پس در تمام اديان بايد تلاش شود تا دختر و پسر، و زن و مرد ارث برابر ببرند. اگر قانون براساس دين باشد، حتماً بايد اين تلاش ها ادامه پيدا كند تا عدالت در خانواده مطابق استاندارد های جامعه امروز رعايت شود. پرسش: آيا در ايران تا كنون تلاشي صورت گرفته تا ارث در بين خانواده برابر شود.؟ پاسخ: در اين مورد خير. ولي اين كه زن از زمين ارث ببرد، يعني از كليه اموال شوهر ارث ببرد. نه فقط اعياني و اموال منقول . و یا در صورتیکه زن تنها وارث مرد باشد تمام اموال شوهر را ارث ببرد، در مجلس ششم در قانون مدنی این ا صلاحات را انجام دادند اما به تائید شورای نگهبان نرسید و موضوع مسکوت ماند . در مجلس هفتم هم لايحه اي در مورد ارث بري زن از زمين ارائه شده كه فعلاً آن هم مسكوت گذاشته شده است. پرسش: در مورد زن بدون ورثه ممكن است توضيح بيشتري بفرماييد؟ پاسخ: اين قانون خيلي جالب است بدين معنا كه اگر زن و مردي ورثه نداشته باشند و زن فوت كند، تمام اموالش به شوهرش مي رسد و اگر مرد فوت كند يك چهارم اموال شوهر به زن و سه چهارم به دولت مي رسد. پرسش: خانواده هایی که می خواهند دختران و زنانشان به صورت برابر با مردان خانواده ارث ببرند روز به روز بیشتر می شود، آیا راهکاری وجود دارد قبل از اینکه قانون تغییر کند بتوان ارث را به صورت مساوی بین زن و مرد تقسیم کرد؟ پاسخ: زن در جایگاه همسر و خواهر (فرزند و دختر خانواده) نصف مرد ارث می برد. با این حال اما راهکارهایی می توان ارائه داد که زنان را به ارث برابر برساند: راه حل اول این است که هر فرد مسلمان می تواند 3/1 اموالش را وصیت کند . حال قانون گذار می تواند این وصیت را مفروض فرض کند یعنی فرض را براین بگذارد که همه ی مردان ایرانی تصمیم گرفته اند که 3/1 اموال خود را به نفع دختران و همسران خود وصیت کنند، وقتی این 3/1 به نفع زنان وصیت بشود آنگاه تفاوت نقصان ارث آنها کاهش می یابد حتی در بعضی موارد ارث دختران بیشتر از پسران می شود. راه بعدی این است که مرد وصیت کند که دختر و پسرم به یک میزان ارث ببرند. سومین راه این است که زمانی که پدر زنده است اموالش را به صورت مساوی بین فرزنداش تقسیم کند. کسی که زنده است می تواند این کار بکند. حالا برای اینکه فرزندانش از این مسئله سوء استفاده نکنند، عین ملک (مثلا آپارتمان) را به نام فرزندش بکند اما انتفاع عمری (یعنی حق منافع) آن را تا زمانی که زنده است برای خودش نگه دارد. در این صورت فرزند نمی تواند ارث را بفروشد و پدر منافع آن را خواهد داشت که بعد از فوت، فرزندان صاحب آن می شوند. در مورد همسر هم می تواند همین کار را بکند. مثلا می تواند ملک را به نام همسرش کند و یا انتفاع عمری ملک را به همسرش ببخشد تا زمانی که زنده است. راه دیگر هم بحث دارایی مشترک پس از ازدواج است. یعنی اگر زن و مرد توافق کنند که اموالی که پس از ازدواجشان حاصل می شود بین هر دو به صورت مساوی تقسیم شود اگر مرد فوت کند نصف اموال زندگی مشترک متعلق به زن خواهد بود که این دارایی مشترک ما به تفاوت ارث را می پوشاند. پرسش: آیا این راهکار وصیت 3/1 که مفروض فرض شود در کشوری اسلامی تا کنون اجرا شده ؟ پاسخ: بله. مثلا در مصر وصیت مفروض را به اجرا می گذارند. و بطور کلی دولت فرض را بر این می گیرد که مردی که فوت شده و باید اموالش بین ورثه تقسیم شود، آدم روشنفکری بوده و 3/1 از اموالش را به نام دختر و زنش وصیت کرده است. این یکی از راه هایی است که ما به تفاوت ارث را با آن پوشانده اند. پرسش: همان طور که گفتید زن از زمین ارث نمی برد آیا پدر می تواند با وصیت کردن قبل از مرگ این مسئله را حل کند؟ پاسخ: طبق قانون در شیعه، زن، نه به عنوان دختر یا فرزند متوفی، بلکه به عنوان همسر نمی تواند از زمین ارث ببرد. اگر مرد زمانی که زنده است قسمتی از این زمین را به نام همسرش کند مشکل حل می شود. بعد از مرگ مرد راهکاری نیست مگر اینکه در بعضی از موارد دیده شده که ورثه توافق می کنند که به میزان مساوی اموال را تقسیم کنند. پرسش: این راهکارها می تواند جایگزینی برای تغییر قانون باشد، چون گروهی از افراد در دفاع از وضع موجود نسبت به انتقاداتی که می شود می گویند که فرهنگ جامعه بالا رفته و با وجود قانون نابرابر ارث زن و مرد، بسیاری اموالشان را به صورت مساوی تقسیم می کنند ؟ پاسخ: نه خیر چون درصد این افراد خیلی بالا نیست. تا آن جایی که اطلاع دارم فقط در قشر متوسط و روشنفکر هست که ارث را به صورت مساوی تقسیم می کنند و این مسئله عمومیت ندارد پرسش: مشکل ارث نبردن زنان از زمین آیا جایی تا به حال به صورت حاد خود را نشان داده است؟ پاسخ: بله، درشهرستان بم، شهرهای شمالی و یا خوزستان که زمین ها گندم کاری و صیفی کاری است و باغداری شایع نیست زنان از این زمین ارث نمی برند و بنابراین آنها هیچی ندارند. ا این مشکل در شهر بم خود را بیشتر نشان داد به این خاطر که ساختمان ها خراب شد و زمین باقی ماند و چون زن زمینی نداشت نمی توانست سرپناهی برای خود بسازد. (در قانون آمده که زنان از اعیانی ارث می برند). بعضی از این زنان دخترو پسر خود را از دست داده بودند و ورثه شوهر متوفی خانواده شوهر مثل بردار و خواهر ش هستند و مشخص نیست که آنها از زمین به زن سهمی بدهند یا نه .. جاهایی که عرصه فقط برای کشت و زرع های فصلی استفاده می شود زنان ارث نمی برند. بطور مثال می توانم بگویم که من در یک روستا یی شاهد بودم که شوهر زنی فوت کرد و چند هکتار هم زمین داشت و پسر به مادرش گفت که به تو هیچی ارث نمی رسد و باید بروی منتهی دخترها سهم خودشان را به مادر بخشیدند تا او سرپناهی در این زمین برای خود بسازد. اگر دخترانش این کار را نمی کردند این زن آواره می شد. در دفاع از این ارث نبردن زنان از زمین می گویند زمین اصالت دارد و امکان دارد زن ازدواج کند و مرد غریبه ای صاحب زمینی شود که به سلسله ما تعلق ندارد. پرسش: در جریان ارث نبردن زنان از زمین مثال هایی که زدید مربوط به روستاها بود. آیا این مسئله در شهرها هم وجود دارد؟ پاسخ: بله. وقتی زمینی وجود داشته باشد که ساختمان آن کلنگی باشد زن فقط از آن ساختمان ارث می برد که ارزش چندانی ندارد. مثلا یک زمین هزار متری در فرشته رو فرض بگیرید که امکان دارد چند میلیارد تومان قیمتش باشد. ساختمان کلنگی آن حتی امکان دارد ارزشش صد میلیون تومان هم نباشد که زن از 8/1 آن ارث می برد.(حدودا ده میلیون تومان) قانون هم هیچ حمایتی از این زن نمی کند مگر اینکه زن مهریه سنگینی داشته باشد. گذشته از موانع طلاق برای زنها، یکی از دلایلی که زنان در اول ازدواج مهریه های سنگین تعیین می کنند همین است. چون وقتی مرد فوت می کند اولین چیزی که از ماترک باید پرداخت شود مهریه است. مهریه جزء دیون رسمی است. حتی در مواردی ماترک جوابگوی مهریه های سنگین نیست و همه چیز را زن می برد. این به نوعی افراط است. به همین دلیل قانونگذار باید نیازهای جامعه را نگاه کند مثلا تصور کنید مردی فوت کند با چند تا فرزند و حالا این بچه ها متعلق به زن باشند یا نباشند. مهریه سنگین در حدود 150 میلیون باشد و متوفی فقط آپارتمانی داشته باشد که 100 میلیون قیمت آن باشد. فرزندان هیچ ارثی نمی برند. آنها چه جوری باید بزرگ شوند؟ مسئله افراط و تفریط اینجاست که خود را نشان می دهد. وقتی قانونگذار می گوید نمی توان دست به قانون ارث زد، زن هم راه گریز پیدا می کند که همین مهریه های سنگین است که ممکن است این عوارض را داشته باشد. پرسش: آیا راه های دیگری به غیر از مورد مهریه هم دیده شده است؟ پاسخ: بله. مثلا بعضی از زنان یک چک از همسرشان می گیرند و بعد از مرگ به اجرا می گذارند که اصلا راه حل های خوبی برای تصاحب دارایی فرد نیست. به نظر من بهترین راه این است که قبل از اینکه قانون ارث تغییر کند ، مردان زنان را شریک زندگی خود بدانند. هر چیزی خریداری می شود به صورت نصف نصف باشد که این امر موجب می شود اعتماد به نفس زن افزایش یابد وضمنا دغدغه آینده را هم نداشته باشد. پرسش: بر اساس فقه شیعه و منابع شرعی امکان بازنگری در قوانین ارث به نفع زنان وجود دارد؟ پاسخ: چون تنظیم فصل ارث در قانون مدنی بر اساس فقه امامیه تصویب شده است در حال حاضر برای اصلاح قانون نیاز به نظرات فقهی است. برای نظرات فقهی هم بعضی از افراد گفتند که ما منکر نظرات نمی شویم بلکه راهکارهایی پیدا کنیم (مثل وصیت مفروض یا تقسیم اموال پیش از مرگ) که به وسیله آنها این ما به تفاوت بین زن و مرد را از بین ببریم. مگر اینکه قانونگذار تصمیم بگیرد در بخش ارث که از احکام امضایی است تغییراتی بدهد.چرا که برخی عقیده دارند در احکام ارث با توجه به نیاز و شرایط جامعه می توان جرح و تعدیل هایی داد. چون جزو احکام امضایی هستند، احکام امضایی احکامی هستند که قبل از اسلام هم وجود داشته و با آمدن اسلام آن را به همان صورت و یا با وضعیت بهتری آن امضا شده است. یک سری از احکام هست که قبل از اسلام نبوده و اسلام آنها را آورده مثل نماز. قبل از اسلام زن را مردان عرب به ارث می بردند اما اسلام گفت که زن را نه تنها مردان نمی توانند ارث برند بلکه به او ارث هم تعلق می گیرد و به این صورت آن را تعدیل و امضا کرد . این کار را دولت به کمک فقها می تواند انجام دهد. از سوی دیگر حتی در مسائلی که می گویند نص صریح قرآن است بحثی داریم که در بعضی از احکام با توجه به ضرورت های زمان و مکان می توانیم تغییراتی بدهیم البته این را فقها تشخیص می دهند که در کجا ضرورت ها ایجاب می کند که تغییراتی ایجاد شود. در مواردی که احکام، مفسده ای برای جامعه ایجاد می کند، شاید بتوان آنها ار مشمول تغییر دانست مثل اصل برده داری که در قرآن هم آمده که برده را در قبال کفاره روزه آزاد کنید. الآن ما می بینیم که برده داری در همه ی کشورهای مسلمان نشین ممنوع است. اینجا از اصل سکوت استفاده کردند و مسئله کنار گذاشته شده است. باز هم اگر به فقها رجوع کنیم جایی که می بینیم مفسده ای دارد شاید بتوانیم از اصل تعطیلی یا سکوت که آقای سروش هم به آن اشاره می کند، استفاده کنیم. شاید در این موارد هم بتوان به علت حضور زن در جامعه و تبدیل شدن او به بازوی اقتصادی از اصل تعطیل نمودن آن برای مدتی صحبت کرد. پرسش: زنان معمولا جزو فقیرترین اقشار جامعه هستند. نابرابری در ارث چقدر در این وضعیت تاثیر داشته است و باعث عدم مشارکت آنان در گردش دارایی و ثروت شده است؟ پاسخ: معمولا می گویند که چون زن در دارایی اش مستقل است، نفقه نمی پردازد و مهریه می گیرد، پس دارایی زن بیشتر از مردان است. ولی اگر ما در کشور خودمان آماری بگیریم به این صورت نیست. مثلا در یک مقاله آمده بود که در جهان 2 درصد دارایی ها به نام زنان است. در کشور ما هم وضعیت مساعد نیست چون ممکن است برخی از زنان ازدواج نکنند و مهریه ای هم در کار نباشد ، یا مهریه ای که می گذارند زیاد قابل توجه نباشد و یا نفقه در کشور ما موضوعیت چندانی ندارد. با وجود همه ی اینها نقصان ارث هم باعث می شود مردان بیشتر از زنان ارث ببرند و قدرت و دارایی آنها هم بیشتر باشد. بنابراین این بازوی اقتصادی زنان را همیشه ضعیف کرده است. خصوصا در جامعه ما که نان آور مردان شناخته شده اند و زنان در وهله دوم قرار دارند. حتی درکسب اولویت های کاری و اشتغال زایی زنان شانس کمتری نسبت به مردان دارند.با تشکر از خانم زهره ارزنی به خاطر اطلاعاتی که در مورد ارث دادند . قوانین ارث-(دکتر صابر نیاورانی) ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ در دسته: 4-4-3- ارث قسمت چهارم – دروصایا و ارث باب دوم – درارث فصل اول – درموجبات ارث وطبقات مختلفه وراث ماده ۸۶۱ – موجب ارث دوامراست – نسب وسبب ماده ۸۶۲ – اشخاصی که بموجب نسب ارث می برند سه طبقه اند : ۱)پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد ۲) اجداد و برادر و خواهر و اولاد آنها . ۳) اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آنها . ماده ۸۶۳ – وارثین طبقه بعدوقتی ارث می برندکه ازوارثین طبقه قبل کسی نباشد. ماده ۸۶۴ – ازجمله اشخاصی که بموجب سبب ارث می برندهریک اززوجین است که درحین فوت دیگری زنده باشد. ماده ۸۶۵ – اگردرشخص واحدموجبات متعدده ارث جمع شودبه جهت تمام آن موجبات ارث می بردمگراینکه بعضی ازآنهامانع دیگری باشدکه دراین صورت فقط ازجهت عنوان مانع می برد. ماده ۸۶۶ – درصورت نبودن وارث امرترکه متوفی راجع به حاکم است . فصل دوم – درتحقق ارث ماده ۸۶۷ – ارث بموت حقیقی یابه موت فرضی مورث تحقق پیدامی کند. ماده ۸۶۸ – مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی مستقرنمی شودمگرپس از اداءحقوق ودیونی که به ترکه میت تعلق گرفته . ماده ۸۶۹ – حقوق ودیونی که به ترکه میت تعلق می گیردوبایدقبل ازتقسیم آن اداء شود از قرار ذیل است : ماده ۸۷۰ – حقوق مزبوره درماده قبل بایدبه ترتیبی که درماده مزبور مقرراست تادیه شودومابقی اگرباشدبین وراث تقسیم گردد. ماده ۸۷۱ – هرگاه ورثه نسبت به اعیان ترکه معاملاتی نمایندمادام که دیون متوفی تادیه نشده است معاملات مزبوره نافذنبوده ودیان می توانند آن رابرهم زنند. ماده ۸۷۲ – اموال غایب مفقودالاثرتقسیم نمی شودمگربعدازثبوت فوت اویاانقضاءمدتی که عادتاچنین شخصی زنده نمی ماند. ماده ۸۷۳ – اگرتاریخ فوت اشخاصی که ازیکدیگرارث می برندمجهول و تقدم وتاخرهیچیک معلوم نباشداشخاص مزبورازیکدیگرارث نمی برندمگر آنکه موت به سبب غرق یاهدم واقع شودکه دراین صورت ازیکدیگرارث می برند. ماده ۸۷۴ – اگراشخاصی که بین آنهاتوارث باشدبمیرندوتاریخ فوت یکی ازآنهامعلوم ودیگری ازحیث تقدم وتاخرمجهول باشدفقط آنکه تاریخ فوتش مجهول است ازآن دیگری ارث می برد. ۱)قیمت کفن میت وحقوقی که متعلق به اعیان ترکه مثل عینی که متعلق رهن است . ۲)دیون و واجبات مالی متوفی . ۳)وصایای میت تاثلث ترکه بدون اجازه ورثه وزیاده برثلث بااجازه آنها. فصل سوم – درشرایط وجمله ازموانع ارث ماده ۸۷۵ – شرط وراثت زنده بودن درحین فوت مورث است واگرحملی باشددرصورتی ارث می بردکه نطفه اوحین الموت منعقدبوده وزنده هم متولد شوداگرچه فوراپس ازتولدبمیرد. ماده ۸۷۶ – باشک درحیوه حین ولادت حکم وراثت نمی شود. ماده ۸۷۷ – درصورت اختلاف درزمان انعقادنطفه امارات قانونی که برای اثبات نسب مقرراست رعایت خواهدشد. ماده ۸۷۸ – هرگاه درحین موت مورث حملی باشدکه اگرقابل وراثت متولد شودمانع ازارث تمام یابعضی ازوراث دیگرمی گرددتقسیم ارث بعمل نمی آید تاحال اومعلوم شودواگرحمل مانع ازارث هیچیک ازسایروراث نباشدوآنها بخواهندترکه راتقسیم کنندبایدبرای حمل حصه ای که مساوی حصه دوپسرازهمان طبقه باشدکنارگذارندوحصه هریک ازوراث مراعااست تاحال حال حمل معلوم شود. ماده ۸۷۹ – اگربین وراث غایب مفقودالاثری باشدسهم اوکنارگذارده می شودتاحال اومعلوم شوددرصورتی که محقق گرددقبل ازمورث مرده است حصه او به سایروراث برمی گرددوالابخوداویابه ورثه اومی رسد. ماده ۸۸۰ – قتل ازموانع ارث است بنابراین کسی که مورث خودراعمدا بکشدازارث اوممنوع می شوداعم ازاینکه قتل بالمباشره باشدیابالتسبیب و منفردا باشد یا به شرکت دیگری . & ماده ۸۸۱ – در صورتی که قتل عمدی مورث به حکم قانون یا برای دفاع باشد مفاد ماده فوق مجری نخواهد بود . ( اصلاحی ۸/۱۰/۶۱ ) & ماده ۸۸۱ – در صورتی که قتل عمدی مورث به حکم قانون یا برای دفاع باشد، مفاد ماده فوق مجری نخواهد بود . ( اصلاحی ۱۴/۸/۱۳۷۰ ) & ماده ۸۸۱ – مکرر – کافر از مسلم ارث نمی برد و اگر در بین ورثه متوفای کافرمسلم باشد وراث کافر ارث نمی برند اگرچه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند . ( الحاقی ۸/۱۰/۶۱ ) & ماده ۸۸۱ مکرر – کافر از مسلم ارث نمی برد و اگر در بین ورثه متوفای کافری مسلم باشد وراث کافر ارث نمی برند اگرچه از لحاظ طبقه و درجه مقدم برمسلم باشند . ( اصلاحی ۱۴/۸/۱۳۷۰) ماده ۸۸۲ – بعدازلعان زن وشوهری ازیکدیگرارث نمی برندوهمچنین فرزندی که به سبب انکاراولعان واقع شده ازپدروپدرازاوارث نمی بردلیکن فرزندمزبورازمادروخویشان مادری خودوهمچنین مادروخویشان مادری ازاو ارث می برند. ماده ۸۸۳ – هرگاه پدربعدازلعان رجوع کندپسرازاوارث می بردلیکن از ارحام پدروهمچنین پدروارحام پدری ازپسرارث نمی برند. ماده ۸۸۴ – ولدالزناازپدرومادرواقوام آنان ارث نمی بردلیکن اگر حرمت رابطه که طفل ثمره آنست نسبت به یکی ازابوین ثابت ونسبت به دیگری به واسطه اکراه یاشبهه زنانباشدطفل فقط ازاین طرف واقوام اوارث می برد وبالعکس . ماده ۸۸۵ – اولادواقوام وکسانی که به موجب ماده ۸۸۰ازارث ممنوع می شوندمحروم ازارث نمی باشندبنابراین اولادکسی که پدرخودراکشته باشد ازجدمقتول خودارث می برداگروارث نزدیکتری باعث حرمان آنان نشود. ماده ۸۸۶ – حجب حالت وارثی است که به واسطه بودن ارث دیگرازبردن ارث کلایاجزئامحروم می شود. ماده ۸۸۷ – حجب بردوقسم است : قسم اول آن است که وارث ازاصل ارث محروم می گرددمثل برادرزاده که بواسطه بودن برادریاخواهرمتوفی ازارث محروم می شودیابرادرانی که با بودن برادرابوینی ازارث محروم می گردند. قسم دوم آن است که فرض وارث ازحداعلی بحدادنی نازل می گرددمثل تنزل حصه شوهرازنصف به ربع درصورتی که برای زوجه اولادباشدوهمچنین تنزل حصه زن ازربع به ثمن درصورتی که برای زوج اواولادباشد. ماده ۸۸۸ – ضابطه حجب ازاصل ارث رعایت اقربیت به میت است بنابر این هرطبقه ازوراث طبقه بعدراازارث محروم می نمایندمگردرموردماده ۹۳۶ وموردی که وارث دورتربتواندبه سمت قائم مقامی ارث ببردکه دراین صورت هردوارث می برند. ماده ۸۸۹ – دربین وراث طبقه اولی اگربرای میت اولادی نباشداولاداولاد اوهرقدرکه پائین بروندقائم مقام پدریامادرخودبوده وباهریک ازابوین متوفی که زنده باشدارث می برندولی دربین اولاداقرب به میت ابعدراازارث محروم می نماید. ماده ۸۹۰ – دربین وراث طبقه دوم اگربرای متوفی برادریاخواهرنباشد اولاداخوه هرقدرکه پائین بروندقائم مقام پدریامادرخودبوده باهریک از اجدادمتوفی که زنده باشدارث می برندلیکن دربین اجدادیااولاداخوه اقرب به متوفی ابعدراازارث محروم می کند.مفاداین ماده درموردوارث طبقه سوم نیزمجری می باشد. ماده ۸۹۱ – وراث ذیل ازحاجب ارث ندارد : پدر ، مادر ، پسر ، دختر ، زوج و زوجه ماده ۸۹۲ – حجب ازبعض فرض درمواردذیل است : الف – وقتی که برای میت اولادیااولاداولادباشددراین صورت ابوین میت ازبردن بیش ازیک ثلث محروم می شوندمگردرموردماده ۹۰۸و۹۰۹که ممکن است هریک ازابوین تعنوان قرابت یاردبیش ازیک سدس ببردوهمچنین زوج ازبرون بیش ازیک ربع وزوجه ازبردن بیش ازیک ثمن محروم می شود. ب – وقتی که برای میت چندبرادروخواهرباشددراین صورت مادرمیت ازبردن بیش ازیک سدس محروم می شودمشروط براینکه - اولا – لااقل دوبرادریایک برادربادوخواهریاچهارخواهرباشند. ثانیا – پدرآنهازنده باشد. ثالثا – ازارث ممنوع نباشدمگربه سبب قتل . رابعا – ابوینی یاابی تنهاباشند. فصل پنجم – درفرض وصاحبان فرض ماده ۸۹۳ – وراث بعضی به فرض بعضی ازقرابت وبعضی گاه به فرض وگاهی به قرابت ارث می برند. ماده ۸۹۴ – صاحبان فرض اشخاصی هستندکه سهم آنان ازترکه معین است و صاحبان قرابت کسانی هستندکه سهم آنهامعین نیست . ماده ۸۹۵ – سهام معینه که فرض نامیده می شودعبارت است ازنصف ،ربع ثمن ،دوثلث ،ثلث وسدس ترکه . ماده ۸۹۶ – اشخاصی که به فرض ارث می برندعبارتندازمادروزوج وزوجه . ماده ۸۹۷ – اشخاصی که گاه به فرض وگاهی به قرابت ارث می برندعبارتند ازپدر،دختر،ودخترها،خواهروخواهرهای ابی یاابوینی وکلاله امی . ماده ۸۹۸ – وراث دیگربه غیرازمذکورین دردوماده فوق فقط به قرابت ارث می برند. ماده ۸۹۹ – فرض سه وراث نصف ترکه است - ماده ۹۰۰ – فرض دووارث ربع ترکه است - ا)شوهردرصورت فوت زن باداشتن اولاد. ماده ۹۰۱ – ثمن ،فریضه زوجه یازوجه هااست درصورت فوت شوهرباداشتن اولاد. ماده ۹۰۲ – فرض دووارث دوثلث ترکه است - ماده ۹۰۳ – فرض دووارث ترکه است . ماده ۹۰۴ – فرض سه وارثلث ترکه است - پدرومادروکلاله امی اگرتنهاباشد. ماده ۹۰۵ – ازترکه میت هرصاحب فرض حصه خودرامی بردوبقیه به صاحبان قرابت می رسدواگرصاحب قرابتی درآن طبقه مساوی باصاحب فرض دردرجه نباشدباقی به صاحب فرض ردمی شودمگردرموردزوج وزوجه که به آنهاردنمی شود لیکن اگربرای متوفی وارثی بغیراززوج نباشدزائدازفریضه به اوردمی شود. ۱)شوهردرصورت نبودن اولادبرای متوفاءاگرچه ازشوهردیگرباشد. ۲)دختراگرفرزندمنحصرباشد. ۳)دخترابوینی یاابی تنهادرصورتی که منحصربه فردباشد. ۲)زوجه یازوجه هادرصورت فوت شوهربدون اولاد. ۱)دودختروبیشتردرصورت نبودن اولادذکور. ۲)دوخواهروبیشترابوینی یاابی تنهابانبودن برادر. ۱)مادرمتوفی درصورتی که میت اولادواخواه نداشته باشد. ۲)کلاله امی درصورتی که بیش ازیکی باشد. فصل ششم – درسهم الارث طبقات مختلفه وراث مبحث اول – درسهم الارث طبقه اولی ماده ۹۰۶ – اگربرای متوفی اولادیااولاداولادازهردرجه که باشندموجود نباشدهریک ازابوین درصورت انفرادتمام ارث رامی بردواگرپدرومادر میت هردوزنده باشندمادریک ثلث وپدردوثلث می بردلیکن اگرمادرحاجب داشته باشدسدس ازترکه متعلق به مادروبقیه مال پدراست . ماده ۹۰۷ – اگرمتوفی ابوین نداشته ویک یا چندنفراولادداشته باشد ترکه بطریق ذیل تقسیم می شود - اگرفرزندمنحصربه یکی باشدخواه پسرخواه دخترتمام ترکه به اومی رسد. اگراولادمتعددباشندولی تمام پسریاتمام دختر،ترکه بین آنها بالسویه تقسیم می شود. اگراولادمتعددباشندوبعضی ازآنهاپسروبعضی دختر،پسردوبرابردختر می برد. ماده ۹۰۸ – هرگاه پدریامادرمتوفی یاهردوابوین اوموجودباشندبایک دخترفرض هریک ازپدرومادرسدس ترکه وفرض دخترنصف آن خواهدبودومابقی بایدبین تمام وراث به نسبت فرض آنهاتقسیم شودمگراینکه مادرحاجب داشته باشدکه دراین صورت مادرازمابقی چیزی نمی برد. ماده ۹۰۹ – هرگاه پدریامادرمتوفی یاهردوابوین اوموجودباشندباچند دخترفرض تمام دخترهادوثلث ترکه خواهدبودکه بالسویه بین آنهاتقسیم می شودوفرض هریک ازپدرومادریک سدس ومابقی اگرباشدبین تمام ورثه به نسبت فرض آنهاتقسیم می شودمگراینکه مادرحاجب داشته باشددراین صورت مادرازباقی چیزی نمی برد. ماده ۹۱۰ – هرگاه میت اولادداشته باشدگرچه یک نفر،اولاداولاداوارث نمی برد. ماده ۹۱۱ – هرگاه میت اولادبلاواسطه نداشته باشداولاداولاداوقائم مقام اولادبوده وبدین طریق جزوراث طبقه اول محسوب وباهریک ازابوین که زنده باشدارث می برند. تقسیم ارث بین اولاداولادبرحسب نسل بعمل می آیدیعنی هرنسل حصه کسی رامی بردکه به توسط اوبه میت می رسدبنابراین اولادپسردوبرابراولاددختر می برند. درتقسیم بین افرادیک نسل پسردوبرابردخترمی برد. ماده ۹۱۲ – اولاداولادتاهرچه که پائین بروندبطریق مذکوردرماده فوق ارث می برندبارعایت اینکه اقرب به میت ابعدرامحروم می کند. ماده ۹۱۳ – درتمام صورمذکوره دراین مبحث هریک اززوجین که زنده باشد فرض خودرامی بردواین فرض عبارت است ازنصف ترکه برای زوج وربع آن برای زوجه درصورتی که میت اولادیااولاداولادنداشته باشدوازربع ترکه برای زوج وثمن آن برای زوجه درصورتی که میت اولادیااولاداولادداشته باشدومابقی ترکه برطبق مقررات موادقبل مابین سایروراث تقسیم می شود. ماده ۹۱۴ – اگربواسطه بودن چندین نفرصاحبان فرض ترکه میت کفایت نصیب تمام آنهارانکندنقص بربنت وبنتین واردمی شودواگرپس ازموضوع کردن نصیب صاحبان فرض زیادتی باشدووارثی نباشدکه زیاده رابعنوان قرابت ببرداین زیاده بین صاحبان فرض برطبق مقررات موادفوق تقسیم می شود لیکن زوج وزوجه مطلقاومادراگرحاجب داشته باشداززیادی چیزی نمی برد. ماده ۹۱۵ – انگشتری که مست معمولااستعمال می کرده وهمچنین قران و رختهای شخصی وشمشیراوبه پسربزرگ اومی رسدبدن اینکه ازحصه اوازاین حیث چیزی کسرشودمشروط براینکه ترکه میت منحصربه این اموال نباشد. مبحث دوم – درسهم الارث طبقه دوم ماده ۹۱۶ – هرگاه برای میت وارث طبقه اولی نباشدترکه اوبه وارث طبقه ثانیه می رسد. ماده ۹۱۷ – هریک ازوراث طبقه دوم اگرتنهاباشدتمام ارث رامی بردو اگرمتعددباشندترکه بین آنهابرطبق موادذیل تقسیم می شود. ماده ۹۱۸ – اگرمیت اخوه ابوینی داشته باشداخوه ابی ارث نمی برنددر صورت نبودن اخوه ابوینی اخوه ابی حصه ارث آنهارامی برند. اخوه ابوینی واخوه ابی هیچکدام اخوه امی راازارث محروم نمی کنند. ماده ۹۱۹ – اگروارث میت چندبرادرابوینی یاچندبرادرابی یاچند خواهرابوینی وچندخواهرابی داشته باشدترکه بین آنهابالسویه تقسیم می شود ماده ۹۲۰ – اگروارث میت چندبرادروخواهرابوینی یاچندبرادوخواهر ابی باشندحصه ذکوردوبرابراناث خواهدبود. ماده ۹۲۱ – اگروراث چندبرادرامی یاچندخواهرامی یاچندبرادرو خواهرامی باشندترکه بین آنهابالسویه تقسیم می شود. ماده ۹۲۲ – هرگاه اخوه ابوینی واخوه امی باهم باشندتقسیم بطریق ذیل می شود - اگربرادریاخواهرامی یکی باشدسدس ترکه رامی بردوبقیه مال اخوه ابوینی یاابی است که بطریق مذکوردرفوق تقسیم می نماید. اگرکلاله امی متعددباشدثلث ترکه به آنهاتعلق گرفته وبین خود بالسویه تقسیم می کنندوبقیه مال اخوه ابوینی یاابی است که مطابق مقررات مذکوردرفوق تقسیم می نمایند. ماده ۹۲۳ – هرگاه ورثه اجدادیاجدات باشدترکه بطریق ذیل تقسیم می شود اگرجدیاجده تنهاباشداعم ازابی یاامی تمام ترکه به اوتعلق می گیرد. اگراجدادوجدات متعددباشنددرصورتی که ابی باشندذکوردوبرابر اناث می بردواگرهمه امی باشندبین آنهابالسویه تقسیم می گردد. اگرجدیاجده ابی وجدیاجده امی باهم باشندثلث ترکه به جدیاجده امی می رسدودرصورت تعداداجدادامی آن ثلث بین آنهابالسویه تقسیم می شودودو ثلث دوبرابرحصه اناث خواهدبود. ماده ۹۲۴ – هرگاه میت اجدادوکلاله باهم داشته باشددوثلث ترکه به وراثی می رسدکه ازطرف پدرقرابت دارندودرتقسیم کن حصه ذکوردوبرابر اناث خواهدبودویک ثلث به وراثی می رسدکه ازطرف مادرقرابت دارندوبین خودبالسویه تقسیم می نمایندلیکن اگرخویش مادری فقط یک برادریایک خواهرامی باشدفقط سدس ترکه به اوتعلق خواهدگرفت . ماده ۹۲۵ – درتمام صورمذکوره درموادفوق اگربرای میت نه برادرباشدو نه خواهراولاداخوه قائم مقام آنهاشده وبااجدادارث می برنددراین صورت تقسیم ارث نسبت به اولاداخوه برحسب نسل بعمل می آیدیعنی هرنسل حصه کسی را می بردکه بواسطه اوبه میت می رسدبنابراین اولااخوه ابوینی یاابی حصه اخوه ابوینی یاابی تنهاواولادکلاله امی حصه کلاله امی رامی برند. ماده ۹۲۶ – درصورت اجتماع کلاله ابوینی وابی وامی کلاله ابی ارث نمی برد. ماده ۹۲۷ – درتمام موادمذکوردراین مبحث هریک اززوجین که باشدفرض خودراازاصل ترکه می بردواین فرض عبارت است ازنصف اصل ترکه برای زوج و ربع آن برای زوجه . متقربین به مادرهم اعم ازاجدادیاکلاله فرض خودراازاصل ترکه می برند هرگاه بواسطه ورودزوج یازوجه نقصی موجودگرددنقص برکلاله ابوینی یاابی یابراجدادابی واردمی شود. مبحث سوم – درسهم الارث وارث طبقه سوم ماده ۹۲۸ – هرگاه برای میت وراث طبقه دوم نباشدترکه اوبه وراث طبقه سوم می رسد. ماده ۹۲۹ – هریک ازوراث طبقه سوم اگرتنهاباشدتمام ارث رامی بردو اگرمتعددباشندترکه بین آنهابرطبق موادذیل تقسیم می شود. ماده ۹۳۰ – اگرمیت اعمام یااخوال ابوینی داشته باشداعمام یااخوال ابی ارث نمی برنددرصورت نبودن اعمام یااخوال ابوینی اعمام یااخوال ابی حصه آنهارامی برند. ماده ۹۳۱ – هرگاه وارث متوفی چندنفرعمویاچندنفرعمه باشندترکه بین آنهابالسویه تقسیم می شوددرصورتی که همه آنهاابوینی یاهمه ابی یاهمه امی باشند. هرگاه عمووعمه باهم باشنددرصورتی که همه امی باشندترکه رابالسویه تقسیم می نمایندودرصورتی که همه ابوینی یاابی حصه ذکوردوبرابراناث خواهدبود. ماده ۹۳۲ – درصورتی که اعمام امی واعمام ابوینی یاابی باهم باشندعم یا عمه امی اگرتنهاباشدسدس ترکه به اوتعلق می گیردواگرمتعددباشندثلث ترکه واین ثلث رامابین خودبالسویه تقسیم می کنندوباقی ترکه به اعمام ابوینی یاابی می رسدکه درتقسیم ذکوردوبرابراناث می برد. ماده ۹۳۳ – هرگاه وراث متوفی چندنفردائی یاچندنفرخاله یاچندنفر دائی وچندنفرخاله باهم باشندترکه بین آنهابالسویه تقسیم خواه همه ابوینی خواه همه ابی وخواه همه امی باشند. ماده ۹۳۴ – اگروراث میت دائی وخاله ابی یاابوینی یادائی وخاله امی باشندطرف امی اگریکی باشدسدس ترکه رامی بردواگرمتعددباشندثلث آن را می برندوبین خودبالسویه تقسیم می کنندومابقی مال دائی وخاله های ابوینی یا ابی است که آنهاهم بین خودبالسویه تقسیم می نمایند. ماده ۹۳۵ – اگربرای میت یک یاچندنفراعمام یایک یاچندنفراخوال باشدثلث ترکه به اخوال دوثلث آن به اعمام تعلق می گیرد. تقسیم ثلث بین اخوال بالسویه بعمل می آیدلیکن اگربین اخوال یک نفر امی باشدسدس حصه اخوال به اومی رسدواگرچندنفرامی باشندثلث آن حصه به آنهاداده می شودودرصورت اخیرتقسیم بین آنهابالسویه بعمل می آید. درتقسیم دوثلث بین اعمام حصه ذکوردوبرابراناث خواهدبودلیکن اگر بین اعمام یکنفرامی باشدسدس حصه اعمام به اومی رسدواگرچندنفرامی باشند ثلث آن حصه به آنهامی رسدودرصورت اخیرآن ثلث رابالسویه تقسیم می کنند. درتقسیم پنج سدس ویادوثلث که ازحصه اعمام باقی می ماندبین اعمام ابوینی یاابی حصه ذکوردوبرابراناث خواهدبود. ماده ۹۳۶ – باوجوداعمام یااخوال اولادآنهاارث نمی برندمگردرصورت انحصاروارث به یک عمومی ابوینی بایک عموی ابی تنهاکه فقط دراین صورت پسرعموعموراازارث محروم می کندلیکن اگرباپسرعموی ابوینی خال یاخاله باشدیااعمام متعددباشندولوابی تنهاپسرعموارث نمی برد. ماده ۹۳۷ – هرگاه برای میت نه اعمام باشدونه اخوال اولادآنهابجای آنهاارث می برندونصیب هرنسل نصیب کسی خواهدبودکه بواسطه اوبه میت متصل می شود. ماده ۹۳۸ – درتمام مواردمزبوره دراین مبحث هریک اززوجین که باشد فرض خودراازاصل ترکه می بردواین فرض عبارت است ازنصف اصل ترکه برای زوج وربع آن برای زوجه . متقرب به مادرهم نصیب خودراازاصل ترکه می بردباقی ترکه مال متقرب به پدراست واگرنقصی هم باشدبرمتقربین به پدرواردمی شود. ماده ۹۳۹ – درتمام مواردمذکوره دراین مبحث ودومبحث قبل اگروارث خنثی بوده وازجمله وراثی باشدکه ازذکورآنهادوبرابراناث می برند سهم الارث اوبطریق ذیل معین می شود - اگرعلائم رجولیت غالب باشدسهم الارث یک پسرازطبقه خودواگرعلائم اناثیت غلبه داشته باشدسهم الارث یک دخترازطبقه خودرامی بردواگرهیچ یک ازعلائم غالب نباشدنصف مجموع سهم الارث یک پسرویک دخترازطبقه خود راخواهدبرد. مبحث چهارم – درمیراث زوج وزوجه ماده ۹۴۰ – زوجین که زوجیت آنهادائمی بوده وممنوع ازارث نباشنداز یکدیگرارث می برند. ماده ۹۴۱ – سهم الارث زوج وزوجه ازترکه یگدیگربطوری است که در مواد ۹۱۳ – ۹۲۷ و ۹۳۸ ذکرشده است . ماده ۹۴۲ – درصورت تعددزوجات ربع یاثمن ترکه که تعلق به زوجه دارد بین همه آنان بالسویه تقسیم می شود. ماده ۹۴۳ – اگرشوهرزن خودرابه طلاق رجعی مطلقه کندهریک ازآنهاکه قبل ازانقضاءعده بمیرددیگری ازاوارث می بردلیکن اگرفوت یکی ازآنهابعداز انقضاءعده بوده ویاطلاق بائن باشدازیکدیگرارث نمی برند. ماده ۹۴۴ – اگرشوهردرحال مرض زن خودراطلاق دهدودرظرف یک سال از تاریخ طلاق بهمان مرض بمیردزوجه اوارث می برداگرچه طلاق بائن باشدمشروط براینکه زن شوهرنکرده باشد. ماده ۹۴۵ – اگرمردی درحال مرض زنی راعقدکندودرهمان مرض قبل ازدخول بمیردزن ازاوارث نمی بردلیکن اگربعدازدخول یابعدازصحت یافتن ازآن مرض بمیردزن ازاوارث می برد. ماده ۹۴۶ – زوج ازتمام اموال زوجه ارث می بردلیکن زوجه ازاموال ذیل - ماده ۹۴۷ – زوجه ازقیمت ابنیه واشجارارث می بردونه ازعین آنهاو طریقه تقویم آن است که ابنیه واشجاربافرض استحقاق بقاءدرزمین بدون اجرت تقویم می گردد. ماده ۹۴۸ – هرگاه درموردماده قبل ازورثه ازاداءقیمت ابنیه واشجار امتناع کندزن می تواندحق خودراازعین آنهااستیفاءنماید. ماده ۹۴۹ – درصورت نبودن هیچ وارث دیگربغیراززوج یازوجه شوهرتمام ترکه زن متوفات خودرامی بردلیکن زن فقط نصیب خودراوبقیه ترکه شوهردر حکم مال اشخاص بلاوارث وتابع ماده ۸۶۶خواهدبود. ۱)ازاموال منقوله ازهرقبیل که باشد. ۲)ازابنیه واشجار. چرا ارث زن نصف ارث مرد است؟روميان با تمدن درخشاني که داشتند ، زنها رو مثل ديگر اموال، ملک مرد محسوب ميکردند و موجوداتي ناقص ميشمردند.1 طبق اسناد تاريخي حقوق روم دختران و زنان بطور کلي از ارث محروم بودند.در تمدن يونان نيز چنين بود. در تمدن هند هم طبق قوانين «مانو» زن محروم از ارث بود و هرگاه متوفي جزدختر، فرزند ديگري نداشته باشد بايد دختر رو مکلف به توليد پسر کرده تا آن پسر بتواند وارث جد مادري خود شود . 2 در چين و ژاپن، بويژه در عصر کنفوسيوس، پدر مالک زن و فرزندان به شمار مى‏رفت؛ حتى حق داشت، آنها را بکشد. دختران و زنان از ارث محروم بودند. اگر همه فرزندان پدر، دختر بودند، پدر پسرى را به فرزندى قبول کرده و او را وارث خود قرار مى‏داد.در حقوق اروپايى بنا به اصل همخونى هر کس که از نظر خون به متوفى‏نزديکتر باشد، به تنهايى ارث مى‏برد و ديگران را از ارث محروم مى‏سازد.در انگلستان نيز تا چندى قبل، تمامى اموال پدر، فقط به پسر ارشد منتقل مى‏شد و اگر فرزند ارشد پسر نداشت، ارث منحصر به فرزندان ذکور (پسر)بود.وضعيت زن در ميان اعراب جاهليت از همه جا اسف‏انگيزتر بود. زن در ميان آنان، مانند کالا خريد و فروش مى‏شد و از هرگونه حقوق اجتماعى و فردى، حتى ارث به طور کلى محروم بود.در تمدن ايران باستان، زن جزئى از اموال و دارايى متوفى به شمار مى‏آمد. ميان آريايى‏ها محروميت دختر از ارث، يک قاعده بود؛ ولى هرگاه پدر مى‏مرد و دختر ازدواج نکرده بود، مى‏توانست به اندازه نصف سهم پسر از ترکه پدرش برخوردار گردد. در اين نظام -با توجه به اين که نکاح با محارم و تعدد زوجات رايج بود- بسيار اتفاق مى‏افتاد که از ميان زنان، زنى که بيشتر از ديگران محبوب شوهر بود، به عنوان يکى از پسران وى پذيرفته شده و تمامى اموال شوهر به او تعلق مى‏گرفت و بقيه زنها، از ارث محروم بودند.3همچنين در تمدن ايران باستان به دخترانى که شوهر کرده بودند نيز به جهت اين که مال پدر به خارج از خانواده منتقل نشود، ارث نمى‏دادند؛ ولى به دخترانى که هنوز ازدواج نکرده بودند، به اندازه نصف سهم پسر ارث مى‏دادند. بنابراين، اگر دخترى ازدواج مى‏کرد (مشروع يا نا مشروع)، از پدر يا کفيل خود ارث نمى‏برد.4در شريعت يهود، اصل کلى مبتنى بر محروميت زنان از ارث بود. از تورات، چنين برداشت مى‏شود که تا وقتى فرزند پسر وجود داشته باشد، دختر ارث نمى‏برد و چنانچه براى متوفى پسرى‏نباشد، ارث او به دخترانش مى‏رسد. در آئين مسيحيت نيز قانون تورات معتبر است.در آئين زرتشت تقسيم ارث بلحاظ جنسيت ميباشد يعني اگر متوفي پدر باشد دختر نصف پسر و اگر متوفي مادر باشد هر دو مساوي ارث ميبرند در دين زرتشت محور تفاوت، مبتنى بر جنسيت است؛ به گونه‏اى که مرد در بهره‏مندى از ارثيه زن، با زن مساويست ؛ ولى زن در بهره‏مندى از ارثيه مرد، سهمى معادل نصف مرد دارد؛ يعنى با محروميت جزئى روبه‏رو است.اسلام احکام ارث را بر اساس مرد يا زن بودن (عامل جنسيت، که در اقوام ملل غير اسلام که ذکر شد) وضع نکرده است؛ بلکه بر اساس مسؤوليت مالى و موقعيتى که آن دو در خانواده دارند و به ملاحظه مسؤوليتها و تکاليفى که بر عهده آنها نهاده شده است، قرار داده است. بنابراين، سهم الارث متفاوت، با ديدگاه کلى اسلام نسبت به خانواده و تقسيم وظائف و مسؤوليتها، سازگار و عادلانه است.در نظام حقوقى اسلام به دليل مسؤوليتهاى اقتصادى و اجتماعى که بر عهده مرد نهاده شده است، از قبيل نفقه زن و فرزند، پرداخت مهريه ، هزينه زندگى زن هنگامى که در عده به سر مى‏برد، شرکت در جهاد و هزينه سفر و سپردن نفقه خانواده در آن ايام به زن و فرزند، پرداخت ديه در بعضى از جنايات اشتباهى خويشاوندان (به عنوان عاقله)، پرداخت مخارج ساير نزديکان تهيدست (مانند پدر و مادر و خواهر و…)، در پاره‏اى موارد براى مرد، سهم دو برابر در نظر گرفته شده است؛ حتى اگر اين سهم با مسؤوليتها سنجيده شود، اين مرد است که سهم الارثش به نصف نصيب زن مى‏رسد و اين مرد است که فريادش بايد بلند شود. ملاک در قوانين ارث در اسلام، تنها زن يا مرد بودن نيست و اين گمان که هميشه زن صرفا به دليل جنسيت، نصف مرد ارث مى‏برد، ناشى از بى‏دقتى و عدم مطالعه و تحقيق، در احکام ارث در اسلام است؛ زيرا گاهى سهم الارث آن دو مساوى است در بعضى موارد نيز سهم زن بيش از مرد است . پس بايد چنين بگوييم که چرا در مواردي سهم زن نصف مرد است.خلاصه چون مخارج و احتياجات مالى مرد بيشتر از زن است (زنان در مقابل درآمدى که دارند، مخارجشان بسيار کمتر است.) اسلام سهم الارث مرد را بيشتر از زن قرار داده تا طبق اصل تقسيم مال بر اساس حاجت (هر کس به مقدار نيازمندى و حاجتش)، تعادلى ميان درآمد و مخارج آنها برقرار گردد.


افزودن نظر

این سایت در پایگاه ساماندهی جمهوری اسلامی ایران ثبت شده است ، هر گونه نظرات سیاسی و مقایر با قوانین ایران منتشر نخواهد شد .
لطفا در ارائه نظرات به قومیت ها و هموطنان عزیز احترام بگذارید .
با تشکر مدیریت سایت






کد امنیتی
بازنشانی

قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی

شاید دوست داشته باشید این مطلب را هم بخوانید

بیشتر بخوانید

نیازهای جنسی دختران و بانوان

 

در حال حاضر در مقایسه با گذشته، زنان، در حیطه مسائل جنسی، دارای آزادی بیشتر و درک بهتری از حقوقشان هستند. اما باز هم در این زمینه در رده های سنی مختلف، دانش و آگاهی کافی وجود ندارد، زیرا منابعی بر مبنای تحقیقات واقعی در دسترس نیست که به زنان کمک کند تا بدانند چگونه ارتباطات جنسی و جسم و روحشان را سالم و شاد نگه دارند.

اطلاعات مربوط به مسائل جنسی کم نیست اما اطلاعات جنسی در رابطه با زنان کم است. که باید یکسری اطلاعات علمی به روز، برای زنان تهیه شود که به حذف باورهای موهوم جنسی، شناخت نقش بازدارنده های جنسی، مهار تصویر ذهنی جسم از ریخت افتاده وکنار آمدن با مشکلات خاص بدنشان کمک کند.

اما زنان چگونه آگاهی جنسی مربوط به زندگیشان را به دست بیاورند؟

در ادامه سه گام اصلی را به آنها پیشنهاد می کنیم :

گام اول:

نسبت به پیشینه فعالیت جنسی خود شناخت پیدا کنید. یعنی رشد جنسی تان را از اوایل کودکی مرور کنید. همچنین شرح حال فعالیت جنسی تان ، شامل چیزی که از خود ارضائی و اولین ارتباط جنسی تان کشف کرده اید، پیامهای فرهنگی که در رابطه با مسائل جنسی دریافت کرده و انتقال داده اید را نیز بررسی کنید.

گام دوم:

بدنتان را بشناسید. پژوهشها مرتبا نشان می دهند که زنها در مورد بدن و رفتارها و تمایلات جنسی شان شناخت کمی دارند. زنها وقتی راجع به هورمونها و عملکرد جنسی خود بیشتر بدانند و نسبت به بدن خود بیشتر آشنا شوند به هویت جنسی و اعتماد به نفس جنسی دست می یابند.

گام سوم:

با بدنتان در صلح باشید. پیامهای فرهنگی در مورد اهمیت جوانی، خوش اندامی، لاغری یا روشنی پوست می تواند مانع احساس جذابیت جنسی و ابراز علایق جنسی زن شود. فائق آمدن بر این پیامها بر کسب هویت جنسی سالم تاثیر دارد، اما کار راحتی نیست.

در این مطلب سعی کرده ایم  چگونگی آرام سازی جسم و آشتی با آن را  بررسی کنیم :

تمرینات آرام سازی می تواند به رفع اضطرابی که مانع موفقیت در ارتباط جنسی می شود و همچنین رفع خستگی و تنش کمک کند. این تمرینان شامل نفس عمیق، آرامش ذهنی، و تمرینهایی برای رها کردن انقباضات عضلانی بدنتان است.

۱- در ابتدا برای رفع خستگی یک حمام گرم طولانی بروید. سپس اطمینان حاصل کنید که اضطراب و نگرانی خاصی ندارید و اتاق نیز گرم و راحت است.

۲- بر روی یک سطح هموار به پشت دراز بکشید، سعی کنید ذهنتان را پاک کنید. در حالیکه با پاشنه پا روی زمین فشار می آورید، باسنتان را از سطح زمین جدا کرده و تا ۱۰ بشمارید. در حین این کار از احساس تماس با زمین از طریق پاشنه پا لذت ببرید.

۳- بعد از ۱۰ شماره فشار به زمین را متوقف کرده و به حالت اول برگردید، به پشت دراز بکشید، سعی کنید همان احساس خوب اتصال به زمین را حفظ کنید. سپس به تنفستان توجه کرده، ریتم آهسته تنفس به صورت دم از طریق بینی و بازدم از دهان را یاد بگیرید.

۴- در آغاز احتمالا نفستان سطحی و از قفسه سینه است. سعی کنید نفستان را به گونه ای هدایت کنید که تحت کنترل دیافراگم قرار گیرد. به محض اینکه ریتم آرامی پیدا کردید توجه را به تمرکز فکر برگردانید.

۵- چشمها را بسته، سعی کنید روی چیزی تمرکز کنید. مثلا روی نقطه کوچک نورانی خیالی به اندازه یک سر سوزن در تاریکی. اجازه دهید بدنتان در بهترین حالتی که می تواند آسوده باشد، آرام بگیرد. سپس ذهنتان را از افکار مزاحم پاک کنید(این کار بعد از چند جلسه که برنامه آرام سازی برایتان عادی می شود، آسانتر خواهد شد.)

۶- اگر به دست و پایتان توجه کنید خواهید دید که احتمالا همچنان منقبض باقی مانده اند. برای رهایی از این حالت، انقباضات عمدی را در عضلاتتان آغاز کنید. ابتدا ساق پای چپ را منقبض کنید و تا ۵ بشمارید، سپس رهایش کنید. این کار یعنی منقبض و سپس شل کردن را در مورد ران پای چپ تکرار کنید. پس از آن ساق و ران پای راست و بعد باسن – ابتدا یک طرف، سپس طرف دیگر، بعد هر دو طرف با هم – همین عمل را در مورد شکم، سرشانه، دست چپ، بازوی چپ، دست راست، بازوی راست انجام دهید و در آخر، عضلات صورت را کاملا جمع کنید و تا ۵ شمرده و سپس رها کنید. در طول تمام این انقباضات و همچنین در حین رها کردن عضلات، شمارش تا ۵ فراموش نشود.

۷- عضلات بدن را کاملا شل کرده و رها کنید، ۵ تا ۱۰ دقیقه وقت بگذارید تا بدنتان به حالت آرامش بازگردد.

۸- بعد از انجام تمرینات به ماساژ خود بپردازید. به آرامی دستتان را در تمام سطح بدن حرکت دهید، شکم، پستان ها، صورت، دست ها و پاها. احساس شرم نکنید. این عمل، بازشناسی اندامتان و پذیرش آنهاست و عشق ورزیدن به آنچه هستید.

 

فروشگاه پارس مطلب

Dedicated Cloud Hosting for your business with Joomla ready to go. Launch your online home with CloudAccess.net.