بادیگارد جنیفر لوپز و نیکلاس کیج وحضوردر سریال مختارنامه

من در هالیوود بادیگارد شخصیتهایی مثل «جنیفر لوپز» و «نیکلاس کیج» بودم، بعدها بادیگارد «ماریا کری» و «ویتنی هیستون» خوانندگان آمریکایی شدم.
احمد ایراندوست که پس از سالها فعالیت در خارج از کشور، زندگی در ایران را انتخاب کرده در مورد نحوه انتخابش بهعنوان غول برره گفت: در زمان تولید سریال شبهای برره از طریق آقای حسن شکوهی و محسن چگینی به آقای مهران مدیری معرفی شدم و ایشان هم این نقش را با توجه به جثهام به من دادند، این اتفاق ورود من به سینمای ایران بود.
به گزارش آفتاب، وی افزود: بعد از آن در سریالهای دیگری حضور داشتم از جمله در چشم باد، دیدار، سریال مسافران و مختارنامه، همچنین در فیلم تلویزیونی جاسم به جبهه میرود نقش افسر عراقی را داشتم.
ایراندوست در تشریح نقش خود در سریال مختارنامه خاطرنشان کرد: در این سریال من نقش هارون نعل بند را دارم که جزو یاران مختار است و ماموریت کشتن عمر سعد را دارد، اما در جنگ با نیروهای عمر به شهادت میرسد.
وی که حدود ۱۰ سال در امارات زندگی کرده و بهعنوان بادیگارد شیوخ عرب فعالیت داشته در بخش دیگری از این مصاحبه گفت: در سریال سالهای مشروطه بود که با آقای شریفینیا آشنا شدم و ایشان برای بازی در اخراجیها مرا به آقای ده نمکی معرفی کرد. من در اخراجیهای ۱ نقش فرمانده نظامیان را داشتم که بدلیل طولانی شدن فیلم نقش من و خانم مریلا زارعی حذف شد، با این حال آقای دهنمکی قول داد که در اخرجیهای ۲ این موضوع را جبران کند و در این فیلم ایشان نقش فرمانده اردوگاه اسرا را به من دادند.
این بازیگر عظیمالجثه ایرانی اظهار داشت: در زمان سکونت در امارات برای یک شرکت بادیگارد سرویس کار میکردم که از این طریق به هالیوود رفتم، حدود ۱۳ سال نیز در آمریکا ساکن بوده و بعنوان بادیگارد شخصیتهای معروف فعالیت داشتم.
وی افزود: در هالیوود بادیگارد شخصیتهایی مثل «جنیفر لوپز» و «نیکلاس کیج» بودم، بعدها بادیگارد «ماریا کری» و «ویتنی هیستون» خوانندگان آمریکایی شدم.
بهگفته وی قراردادهای حفاظت از شخصیتهای معروف برای دورههای ۵ ساله بسته میشده ولی محافظان بهصورت ساعتی دستمزد میگرفتهاند.
ایراندوست با بیان اینکه سابقه فعالیت در سینمای بالیوود را نیز دارد افزود: در فیلم «آن» (ANN) با شرکت جکی شوروف و آکشی کومار و نیز فیلم «دلدار» با شرکت آمیتا باچان و آشواریا رای حضور داشتم.
وی در تشریح علت بازگشتش به ایران خاطرنشان کرد: پس از ازدواج با همسرم که خواهر دو شهید است، به این نتیجه رسیدیم که زندگی در شرایط آنجا با روحیات و عقایدمان سازگار نیست، این بود که تصمیم گرفتیم به ایران بازگردیم.
ایراندوست تفاوت سینمای ایران و آمریکا را در امکانات پیشرفته و تفاوت در میزان سرمایهگذاریها و حرفهای گری در این دو سینما دانسته و تاکید کرد: من با توجه به ویژگی فیزیکیام بیشتر به نقشهای اکشن و پلیسی علاقه دارم و امیدوارم که بتوانم بازی در چنین نقشهایی را نیز تجربه کنم.
بیشتر بازیگرها دوست ندارند مردم به اسم شخصیتهای نامتعارفی که نقششان را بازی کردهاند، صدایشان بزنند اما احمد ایراندوست که با کاراکتر غول برره مشهور شد، از این اسم خیلی خوشش میآید و میگوید دوست دارد دیگران به همین اسم او را بشناسند. حتما شنیدهاید آدمهایی که قدهای بلند دارند دلهایشان نازک است؛ این مثل درباره احمد کاملا صادق است. به قیافهاش اصلا نمیآید آدم خوشمشرب و مهربانی باشد اما او دقیقا چنین آدمی است. ایراندوست در فیلمها و سریالهای زیادی بهایفای نقش پرداخته اما شغل اصلی او «بادیگاردی» یا محافظت جان اشخاص است. او میگویددر خارج از ایران از محافظ افراد مشهوری مثل نیکلاس کیج، ماریا کری، جکی شریف، برایان آدامز، آمیتابباچان، راغب علامه و... بوده است. او که به پنج زبان زنده دنیا تسلط دارد در مورد زیر و بم بادیگارد بودن حرفمیزند. غول برره 40 ساله و متولد آبادان است.
*چرا تصمیم گرفتید بادیگارد شوید؟
من از بچگی علاقه داشتم شغلی داشته باشم که پر از هیجان باشد. پنج سال قهرمان آی کی دوی جهان بودم و همیشه دلم میخواست کارهای پرهیجان از انجام دهم. در 28سالی که آمریکا بودم 19 سال بادیگاردی کردم. این آخریها هم که نزدیک ده سال بادیگارد شخصی یکی از شیوخ معروف امارات بودم ولی از آنجا که همسرم دوست نداشت آنجا زندگی کنیم، با اینکه مدت قراردادم با شیخ محمد تمام نشده بود، بهخاطر خانوادهام یک روز پاسپورتم را گرفتم و آمدم ایران. الان برای عبور و مرور به دوبی مشکل دارم و نمیتوانم بروم آنجا. امسال هم برای سریال «دارا و ندار» میخواستیم چند پلان در دوبی فیلمبرداری کنیم اما من در بلک لیست بودم و نتوانستیم آنجا کارمان را انجام دهیم.
*تعریف شما از بادیگارد چیست؟
بادیگارد یعنی جان بر کف، یعنی کسی که حاضر است تمام وجودش را برای کسی که حفاظت از او را بر عهده دارد فدا کند، درواقع تنها چیزی که برای او اهمیت دارد آن کسیاست که باید از او محافظت (گارد)کند اما در ایران بادیگارد را یک آدم گردنکلفت و شرخر میدانند. دوست دارند یک نفر قلچماق کنارشان باشد و هر کاری که دستور میدهند انجام دهد.
*چند نوع بادیگارد داریم؟
Security نگهبان، bovnces گردنکلفت، bodyguard محافظ شخصی و private badygard به عنوان محافظ شخصی و خصوصی که تمامی رفت و آمدهای خانوادگی را در کنترل خودش دارد.
*حقوق بادیگاردی در هالیوود چقدر بود؟
آنجا شرکتها ما را به آدمها معرفی میکردند و برای هر ساعت 100 دلار و بیشتر میگرفتند. 20درصد را خودشان برمیداشتند و بقیهاش مال ما بود.
*به نظر شما شاخصه درشت هیکل بودن برای بادیگارد یک پوئن حساب میشود؟
فیزیک درشت داشتن مهم است اما بادیگاردها بهتر است متخصص باشند؛ مثلا آدمی هست که 170 قد دارد اما به شدت تیزبین است، این آدم میتواند بادیگارد خوبی باشد. یا اینکه یک نفر دست به اسلحهاش خوب است.
*تیزبینی چرا اینقدر به نظر شما مهم است؟
ببینید، اگر در مراسمی کسی بخواهد نسبت به شخص خاصی سوءظن داشته باشد اگر بادیگارد تیزبین باشد خیلی چیزها را متوجه میشود. نوع نگاه کردن، نوسان زاویه دید چشم، عرقی که روی صورت مینشیند، رگهای گردن، نوع نزدیک شدن، لرزش دستها و خیلی چیزهای دیگر را میبیند و متوجه میشود که فرد قصدسوء دارد. کسی که علم بادیگاردی را میداند این چیزها را سریع میفهمد. ما دو- سه سال دوره دیدیم که از این مدت نزدیک به شش ماه فقط روانکاوی خواندیم تا واکنش آدمها در موقعیتهای مختلف را بسنجیم.
*افراد مشهوری که با آنها کارمیکردید از اینکه یک ایرانی بادیگاردشان بود چه احساسی داشتند؟
خیلی خوشحال بودند چون غیرت و ناموسپرستی ایرانیها آنجا زبانزد است. زمانی که بادیگارد یکی از خانمهای بازیگر آمریکا بودم بارها این را به من گفت. مدیر برنامههایشان هم ایرانی هستند چون حس مسؤولیتپذیریشان بالاست و از روی دلسوزی خیلی کارها انجام میدهند.
*شما آنجا بیمه هم بودید؟
بله دولت ما را بیمه میکرد. اگر مشکلی پیش میآمد، دولت، پلیس و کسی که ما از او حفاظت میکردیم حمایتمان میکردند.
*بادیگارد شخصیتهای سیاسی هم بودید؟
نه، بیشتر با هنرمندان کار میکردم. دلم نمیخواست کار کردن با افراد سیاسی باعث شود مشکلی برایم به وجود بیاید.
*در ایران بادیگارد کسی هستید؟
اگر پیش بیاید و بخواهم بادیگارد کسی شوم روزی یک میلیون تومان میگیرم؛ البته بادیگارد میشوم نه شرخر.
*در مراسمی اتفاقی نیفتاد که شما وارد عمل شوید؟
در نمایشگاه مطبوعات سال گذشته بود که تعداد زیادی از مردم دور حسام نواب صفوی را گرفتند تا از او امضا بگیرند اما جمعیت به قدری زیاد بود که اگر به حسام کمک نمیکردم احتمالا به او آسیب میرسید. برای همین با یک حرکت که به ما آموزش داده بودند او را از میان جمعیت کشیدم بیرون. در «اخراجیهای 2» هم وقتی که کار تمام شد تعدادی از هنروران دور خانم ضیغمی و مهراوه شریفینیا را گرفته بودند که من هم مداخله کردم تا جمعیت متفرق شوند. همه مردم مشتاق دیدن بازیگرها هستند و کسی از روی دشمنی به آنها نزدیک نمیشود اما خب، اگر در آن موقعیت کمکشان نمیکردم مشکل پیش میآمد.
*پس در ایران بیشتر بازیگر هستید تا بادیگارد؟
بله، اینجا سینما را دنبال میکنم تا دو سال دیگر. بعد به آمریکا برمیگردم تا کاری را که دوست دارم ادامه بدهم. با بازیگری فقط میخواهم یک یادگاری از خودم به جای بگذارم.
*از اینکه مردم شما را به اسم غول برره میشناسند ناراحت نمیشوید؟
اتفاقا خیلی دوست دارم که من را به این اسم صدا میزنند. خب این واقعیت است؛ من در «شبهای برره» غول بودم دیگر. بین کارهایم غول برره را بیشتر دوست دارم و فکر کنم 100سال دیگر هم مرا به همین اسم بشناسند.
*شغل دیگری هم دارید؟
من یک رستوران دریایی در آبادان دارم و دو سال آنجا زندگی کردهام اما به خاطر بعضی مسائل به تهران آمدم.
*الان سر چه کاری هستید؟
در فیلم سینمایی «جای خالی یک زن» ساخته داریوش فرهنگ نقش پسر خانم مرجانه گلچین را بازی میکنم. چند تله فیلم دیگر هم کار کردهام که در نوبت پخش قرار دارند.












