پارس مطلب

مجله اینترنتی ایرانیان

خلاصه زندگی نامه محمدعلی فردین ستاره کشتی و سینما

نامه الکترونیک چاپ PDF

 

خلاصه زندگی نامه محمدعلی فردین ستاره کشتی و سینما


بچه خرابات

فردین کجا و کی به دنیا آمد، کجا تحصیل کرد و از چه زمانی به ورزش روی آورد؟

محمدعلی فردین روز پانزدهم بهمن سال 1309 در خیابان شهباز قدیم و 17 شهریور فعلی، پایین دروازه دولاب و در محله ای به نام محله خرابات به دنیا آمد. همه زمین های شرق این محله، صیفی کاری و سبزی کاری بود و فردین در خانواده ای متوسط که سال ها برای تولد فرزندی انتظار می کشیدند، متولد شد. پدر فردین، علی گل نام داشت که در دوشان تپه، استاد کار، یک تراشکاری بود و علاوه بر آن به هنر بازیگری هم عشق می ورزید. علی گل بعد از کار روزانه، به تئاتر تهران می رفت و در نمایش های مختلف، بازی می کرد. او از اردواج اولش صاحب فرزندی نشد و بعد از جدایی، همسر دیگری اختیار کرد که محمدعلی، نخستین فرزند او و ملوک خانم بود. سه روز بعد از تولد محمدعلی، پیرمردی روشن ضمیر، بنا به رسم و سنت قدیمی، در گوش راست نوزاد، نام محمد و در گوش چپش، نام علی را زمزمه کرد و بدین ترتیب بود که نام نوزاد را محمدعلی گذاشتند.

محمدعلی از همان دوران کودکی بسیار زبر و زرنگ بود و در همان محله از خرابات با بروبچه های محل بازی می کرد و برتری های خود را به رخ هم سن و سال هایش می کشاند. او عاشق شنا و نقاشی بود وقتی 7 ساله شد در مدرسه دقیقی ثبت نام کرد و تا کلاس سوم در همین مدرسه درس خواند و بعد به مدرسه راستی رفت. مدیر این مدرسه، حسن خان میرخانی برادر خوشنویس معروف ایران بود و همین مدیر علاقمند به هنر بود که برخلاف معلم ها و ناظم ها که فردین را به خاطر نقاشی سرزنش می کردند، از فردین حمایت می کرد.

فردین هر جا فرصتی به دست می آورد، انرژی خود را با شنا کردن تخلیه می کرد و هر وقت می شنید که قهرمانی در شنا سربلند کرده است، آرزو می کرد بتواند با او با او رقابت کند. گاهی نیز پشتک و وارو می زد تا نشان دهد، چه انرژی نهفته ای دارد. یک روز که معلم کلاس داشت درباره میمون و ویژگی های این حیوان حرف می زد، یکی از همکلاسی های فردین به او گفت: من پسری را می شناسم که در پشتک و وارو زدن دست میمون را از پشت بسته است. فردین که تعجب کرده بود، پرسید: این پسر کجاست که همکلاسی اش آدرس باشگاه نیرو را به او داد. همان رفتن به عضویت فردین در باشگاه نیرو منجر شد و باشگاه که مدیریت آن با مرد کاردان و فهیمی چون کیومرث خان ابوالملوکی بود، لباس و وسایل ورزش به فردین داد و هزینه آن را قسطی از قرار روزی 5 شاهی گرفت.

زمین خورد تا کشتی گیر شود.

فردین چگونه کشتی گیر شد؟

فردین روزها بعد از مدرسه خود را به باشگاه نیرو می رساند تا ژیمناسیک تمرین کند، اما عشق او به پارالل و بارفیکس و دار حلقه و حرکات زمینی، خیلی دوام نداشت و او که در کنار خود وزنه برداران را با عضلات پیچ در پیچ می دید، جذب وزنه برداری شد و روزهای زیادی را با وزنه و هالتر و دمبل گذراند. کم کم بدن او شکل می گرفت و او احساس می کرد، قوی ترین مرد روی زمین است. فردین فقط 13 سال داشت، اما همه وجودش را عشق به وزنه برداری، قوی تر کردن عضلات و مبارزه با هالتر پر کرده بود و در حالی که گمان می کرد، هیچکس در دنیا حریف او نخواهد بود، پسر بچه ای هم سن و سال او ولی خیلی ریز میزه و به ظاهر ضعیف، همه بافته های ذهنی او را پنبه کرد، چرا که یک روز به چشم خود دید، همان نوجوان کوچولو، وزنه ای سنگین تر از او را روی سر برد و وقتی تعجب فردین را دید، او را به وسط تشک دعوت کرد تا قدرت واقعی او را متوجه شود. فردین که تا آن زمان روی تشک نرفته بود، وقتی به دعوت حریف ریزه میزه جواب مثبت داد، در یک چشم به هم زدن نقش زمین شد، چرا که همان حریف به ظاهر ضعیف، با فنی ظریف و تمیز پشت او را به تشک دوخت. فردین هاج و واج مانده بود و نمی دانست چه باید بکند، اما متوجه شد، کشتی گرفتن با همه ورزش های دیگری که تاکنون او دنبال می کرده است، متفاوت است. او هیچگاه خود را چنین تحقیر شده ندیده بود و احساس می کرد، کشتی، همان گمشده ای است که او سال ها دنبال او می گشته است. او می خواست از همه برتر باشد و کشتی می توانست این برتری را به او بدهد.


فردین خیلی در تردید و دودلی باقی نماند و خیلی زود از وزنه برداری و هالتر جدا شد و به جمع کشتی گیران پیوست. در این جمع مردانی بودند که روی فردین خیلی تأثیر گذاشتند. او هنوز 25 ساله نشده بود که با کیومرث خان ابوالملوکی مؤسس و مربی باشگاه نیرو آشنا شد و الفبای کشتی را نزد او آموخت. فردین با این هدف کشتی را شروع کرد که قهرمان جهان شود، هر چند که با حضور آن همه نامداری که در کشتی ایران وجود داشت، خیلی ها، هدف او را دور از دسترس می دیدند.

فردین سال 1322 دوره ابتدایی را تمام کرد و برای دوره متوسطه در دبیرستان آذر که در خیابان شاه آباد واقع بود، ثبت نام کرد، اما حتی تحصیل در دبیرستان هم موجب نشد تا دست از تمرین بکشد و این در حالی بود که پدر و مادرش خبر نداشتند که او به طور پیوسته ورزش می کند، اما بالاخره پدرش متوجه شد که فردین در باشگاه نیرو تمرین می کند و چون نتوانست او را تمرین و ورزش را منصرف کند، به باشگاه رفت تا محیط باشگاه را ببیند  و از نزدیک با مربیان و دست اندرکاران آن آشنا شود. علی گل بعد از بررسی و تحقیقات لازم، محیط باشگاه را مناسب تشخیص داد و محمدعلی از آن پس با خیال راحت زیر نظر کیومرث خان ابوالملوکی تمرینات خود را در همان باشگاه نیرو که در خیابان ری نزدیک میدان قیام فعلی قرار داشت، به صورت جدی ادامه داد.

کیومرث خان که به استعداد فردین پی برده بود، او را زیر نظر گرفت و تا مرحله قهرمانی پیش برد، اما از آن بعد، فردین به باشگاه نیرو و راستی رفت تا از امکانات بیشتر این باشگاه بهتر استفاده کند.

نخستین موفقیت های فردین

نخستین موفقیت های فردین چه زمانی به دست آمد؟

باشگاه نیرو و راستی با همت منوچهر مهران تأسیس شد ولی فردین نخستین موفقیت های خود را در باشگاه نیرو به ثبت رساند و در سال اول دبیرستان بود که در مسابقه های باشگاه های تهران، به مقام چهارم وزن سوم (63 کیلوگرم) رسید. چندی بعد، در مسابقات دیگر قهرمانی باشگاه ها که در محل سیرک تهران در خیابان فردوسی برگزار می شد، بالاتر از همه رقبا به مقام نخست رسید که نخستین موفقیت چشمگیر او به حساب می آید. بعد از همین موفقیت بود که برای اولین بار عکس فردین با دوبنده کشتی در روزنامه ها چاپ شد و انگیزه های او را برای تلاش بیشتر و رسیدن به هدف افزایش داد.

خدمت نظام وظیفه

سال ها طول کشید تا فردین در صف اول مدعیان پوشیدن پیراهن تیم ملی قرار گیرد چرا؟

فردین وقتی 18 ساله شد، به مقام اول باشگاه های تهران رسید و این درست همزمان با دعوت از تیم ترکیه به تهران و رویارویی تیم های ملی دو کشور بود که با شکست مطلق ایرانی ها به پایان رسید، اما فردین با وجودی که مثل همه کشتی گیران غرورش از بابت این شکست ها جریحه دار شده بود اما هنوز آنقدر پخته نبود که بتواند بر نامداران اصلی وزن های چهارم و پنجم غلبه کند، چرا که وزن چهارم را علی غفاری قبضه کرده بود و در وزن پنجم هم عباس زندی و عبدالله مجتبوی و... حکومت می کردند و به دلیل وجود همین نامداران بود که در سال های اولیه تشکیل تیم ملی و یا در نخستین اعزام های ملی پوشان به میدان های المپیک و جهانی، نامی از فردین به چشم نمی خورد.

فردین 18 ساله بود که به خدمت نظام وظیفه رفت. در حقیقت سروان حسین قلی بیات که از دوستان صمیمی منوچهر مهران مؤسس باشگاه نیرو و راستی بود، به فردین و چند کشتی گیر دیگر پیشنهاد داد که به تیم ارتش بپیوندند و از مزایای کشتی گیر بودن خود بهره مند شوند. فردین هم مثل همای سعادت، اسد حمدی و... این پیشنهاد را پذیرفت و در جشن های ارتش، لباس سربازی می پوشید و فنون مختلف کشتی را نمایش می داد تا این که روزی اطلاعیه نیروی هوایی را از رادیو شنید که نیرو استخدام می کند و او که مدرک سوم متوسطه داشت و به تازگی ازدواج کرده بود، در صف متقاضیان قرار گرفت، اما آنقدر متقاضی زیاد بود که فردین شانسی برای استخدام خود قایل نبود ولی همان افسری که ثبت نام می کرد تا فهمید فردین کشتی گیر است و قهرمان باشگاه های تهران شده است، او را پذیرفت و قول مساعد برای ادامه تمرینات به او داد. فردین در آموزشگاه فنی نیروی هوایی مشغول تحصیل شد و در همان سال اول، مقام اول آموزشگاه های کشور را به دست آورد. جایزه ای هم که به او دادند، یک عدد پرچم بود که همیشه از آن به عنوان بهترین یادبود و نشان دوران ورزشی اش یاد می کرد.

او در همان ایام در مسابقات قهرمانی باشگاه های تهران هم شرکت کرد و مقام اول را به دست آورد که یک ساک دستی هم جایزه گرفت، اما دورخیز او برای حضور در رقابت های جهانی سال 1954 و با المپیک 1952 هلسینکی بی ثمر ماند، چرا که نه فقط مقرب و توفیق از او با تجربه تر و قوی تر بودند که زندی و مجتبوی هم اجازه چپ نگاه کردن به پیراهن تیم ملی را به او نمی دادند.

در سال 1951 که تیم ایران در رقابت جهانی هلسینکی شرکت کرد، علی غفاری و توفیق جهانبخت راه وزن چهارم را به روی او بستند و وقتی او به وزن پنجم رفت، عبدالله مجتبوی که در اعداد بهترین های جهان بود و با بدشانسی مدال های طلای جهان و المپیک را هم از دست داده بود، سد راه شد، اما بعد از خاتمه رقابت های المپیک، فردین از جلد خود کم بینی بیرون آمد و به قدرتی مبدل شد که حتی نامداران جهان هم از رویارویی با او واهمه داشتند.

نخستین حضور جهانی

فردین چگونه به تیم ملی رسید و در رقابت های انتخابی تیم ملی چه کرد؟

شاید اگر مسابقه های جهانی یک سال در میان برگزار نمی شد، فردین می توانست بعد از المپیک 1952 به عضویت تیم ملی در آید، هر چند که در وزن پنجم عبدالله مجتبوی هنوز قدرتمندانه حضور داشت و با 2 مدال برنز جهانی و المپیکش شانسی برای دیگر رقبا باقی نمی گذاشت اما فردین که به خود قول داده بود، روزی قهرمان جهان شود، باکی از رویارویی با عبدالله مجتبوی نداشت. این رویارویی اجتناب ناپذیر بود و خبر موافقت با حضور تیم ملی در رقابت های جهانی سال 1954 ژاپن که شنیده شد، همه منتظر رویارویی فردین 24 ساله با عبدالله مجتبوی باتجربه بودند، البته علی غفاری هم هنوز در صحنه بود و یکی از مدعیان وزن پنجم به حساب می آمد.

حسین عرب و نبی سروری هم قدم در راه بزرگی گذاشته بودند و برای دیگر رقبا خط و نشان می کشیدند، 2 حریف جدی و قدر او از حضور در مسابقات خودداری کردند. عبدالله مجتبوی با اعلام این که بیمار است و قادر به شرکت در مسابقات انتخابی نیست و علی غفاری به دلیل مصدومیت از صحنه رقابت ها کنار رفتند، اما فردین هم نبی سروری را که همان سال قهرمان کشور شده بود برد و هم بر مقرب غلبه کرد و به مقام نخست وزن پنجم تیم ملی رسید و عضویت او در تیم ملی قطعی باشد.

نایب قهرمانی در جهان

فردین در توکیو چند بار روی تشک رفت و چه نتایجی بر جا گذاشت؟

فردین که از حرف ها و توصیه های قبل از سفر عبدالله مجتبوی روحیه گرفته بود، بی اعتنا به آنچه روزنامه ها درباره کم تجربه بودنش نوشته بودند، سوار هواپیما شد و بعد از طی مسیری که یک هفته طول کشید وارد ژاپن شد، اما نخستین حضور بین المللی به او استرس زیادی وارد می کرد و نمی دانست آیا می تواند مقابل چنین فشاری ایستادگی کند یا نه. بسیاری از اعضای تیم ملی هم فکر نمی کردند، فردین در نخستین حضور جهانی اش بتواند به موفقیتی برسد، اما قدیمی ترهایی مثل تختی و زندی و ملاقاسمی و گیوه چی به فردین دلداری می دادند و او را تشویق می کردند تا برای پیروزی بر رقبا از همه وجود مایه بگذارد. فردین در دور اول با حریفی رو به رو شد که فقط برای دلقک بازی روی تشک آمده بود و فردین به راحتی توانست نماینده فیلیپین را ضربه کند، اما در دور دوم مقابل جیمزجی هولت آمریکایی دست و پای خود را گم کرد و شکست خورد. فردین شانس آورد که این حریف آمریکایی در دور سوم به کانه کوی ژاپنی باخت و از دور رقابت ها بیرون رفت، اما فردین در دور سوم آلبرتو لانگ آره لا از آرژانتین را با امتیاز برد و به دور چهارم رسید که در این مرحله پرپرلین از سوئد نایب قهرمان المپیک 1952 هلسینکی را با ضربه فنی شکست داد، در حالی که اگر این حریف امتیاز را می برد از دور رقابت ها کنار می رفت. فردین در دور پنجم با واختانگ بالاوادزه از روسیه کشتی گرفت که به این حریف باخت ولی چون فقط 3 نفر در جدول باقی مانده بودند و او برای کسب مقام دوم می بایست یک کشتی هم با یوکاتا کانه کوی ژاپنی بگیرد، اما گوش فردین به شدت آسیب دیده بود و او تمایلی نداشت که در مبارزه آخر حاضر شود، چرا که مدال برنز او قطعی شده بود، اما کیومرث خان ابوالملوکی با او حرف زد و گفت: شاید هیچوقت چنین فرصتی برایت پیش نیاید که برای مدال نقره جهان مبارزه کنی و بالاخره با هر زبانی بود، فردین را تشویق کرد تا از جلد بی تفاوتی بیرون بیاید و مبارزه کند و فردین که از حرف های ابوالملوکی انرژی گرفته بود، علی رغم درد و شکستگی گوش روی تشک رفت و این حریف ژاپنی را شکست داد و صاحب مدال نقره وزن 73 کیلوگرم جهان شد.

فردین در خانه آخرت

 محمدعلی فردین روز 19 فروردین سال 1379 به علت سکته قلبی درگذشت. مراسم تشییع او بسیار باشکوه و به یاد ماندنی و غیرقابل باور بود و بسیاری از اهالی ورزش و هنر در آن شرکت داشتند. فردین را در قطعه هنرمندان به خاک سپردند. 4 سال بعد از مرگ فردین، همسر او مرحومه مهری خارلو هم درگذشت و بعد از مدتی پسر بزرگ او سعید که متولد 1331 بود نیز دار فانی را ترک گفت. فردین 2 فرزند پسر و 2 فرزند دختر داشت که در حال حاضر 3 فرزند او در قید حیات اند.


افزودن نظر






کد امنیتی
بازنشانی

قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی

انتخاب بهترین نویسنده پارس مطلب

چاق کننده دیسک کمر تقویت قوای جنسی لاغری دیابتجوش صورتتقویت حافظهفشار خونچای اعصاب

بیشتر بخوانید

این پیرزن روزی زیباترین دختر سال بود !!! + تصاویر

این پیرزن روزی زیباترین دختر سال بود !!! + تصاویر

این پیرزن روزی زیباترین دختر سال بود !!! + تصاویر
زیبایی ظاهر چقدر زود از بین می رود و هیچ کس نمی تواند همیشه زیبایی ظاهر خود را حفظ کند.
چقدر زیباست که انسان از درون هم زیبا باشد.

به گزارش تک ناز این خانم هم اکنون در سن 90 سالگی به سر می برد. پرامیلا برنده اولین دختر شایسته هند است که در سال 1947 به عنوان رسید. پرامیلا اهل جویش هند بوده و یهودیست. دختر او نیز در سال 1967 به عنوان ملکه زیبایی هند انتخاب شد.
 
این پیرزن روزی زیباترین دختر سال بود !!! + تصاویر www.taknaz.ir

پرامیلا با ازدواج با یک کارگردان معروف هند در آن زمان به نام مارواری به عنوان یک بازیگر نیز در هند مطرح شد و در 30 فیلم نیز بازی کرد.
 
این پیرزن روزی زیباترین دختر سال بود !!! + تصاویر www.taknaz.ir
 
 
چهره این خانم در جوانی و اوج شهرتش
 
این پیرزن روزی زیباترین دختر سال بود !!! + تصاویر www.taknaz.ir
 
این پیرزن روزی زیباترین دختر سال بود !!! + تصاویر www.taknaz.ir
 
این پیرزن روزی زیباترین دختر سال بود !!! + تصاویر www.taknaz.ir

 

Dedicated Cloud Hosting for your business with Joomla ready to go. Launch your online home with CloudAccess.net.